خیالِ "سبز"حوصله |
خیال حوصله بحر می پزد هیهات........چه هاست در سر این قطره محال اندیش
|
|
درباره وبلاگ
![]() مهدی پوررحیم، فارغ التحصیل رشته مکانیک دانشگاه علم و صنعت، 27 ساله، فعلا راهِ بی نقشه دلخواهم دقیقا ترسیم نشده؛ یه کم داره دیر می شه می دونم؛
اینجا از همه چیز می نویسم به امید خدا؛ از آرمانها، دغدغه ها، شکست ها و عشق ها و وجدها.... منوی اصلی
آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: ترجمه قالب
Powered By BLOGFA.COM |
لنگه کفش ابوذر
با خودم گفتم خدایا نکنه اگر بنویسم فکر بشه واسه اینکه می خوایم جمهوری اسلامی کاریمون نداشته باشه به بوش و موش و ...دری وری می نویسیم..تو همین فکرا بودم که از اقدام کاملا به جا و ابوذروار ِ خبرنگار عراقی بگویم یا نه..تا اینکه امروز روزنامه اعتماد سه شنبه را خواندم و گزارش سفر این گُراز را به افغانستان و عراق...دیگر نتوانستم ...هر چه هم می خواهند اسمش را بگذارند....خلاصه من مانده ام این بی شرف، این لجن، این آشغال چرا خلق شد....8 سال خون و خون و خون....چه قدر زبون است آخر...آخر انسان چقدر حقیر و شیطان صفت....دلم واقعا سخت گرفت...برای خودم و هم جنسان خودم در منطقه...افغانی، عراقی، فلسطینی و... چرا باید ما چنان کرده باشیم و چنان کنیم که متوصل به همچین حیوانی شویم و بگوییم مردم افغانستان خیلی زودتر می خواستند شما را ببینند و از مشکلات بگویند...بغضم، نفرتم، اشکهایم و این کیبرد همه می خواهند فریاد بزنند...کثافت، بی شرف با وقاحت می گوید: من نمی توانم بمانم، یه زنم قول داده ام در مهمانی کاخ باشم....خداااااااااااااااااااااااااااااا همه ی راستهای جهان خون خوارند....فرقی ندارد...چه لمپنِ نفتی ایرانی اش با حامیان سعید امامی گونه شان ، چه قاچاقچی های اسلحه جهانی اش با حمایتهای گاوچرانهایی چون دیک چنی، چه..... خدایا در این روز عزیز، به حق علی به ما توانایی بده مسیر توسعه کشورمان را خود بپیماییم..... عیدتون مبارک. |+| نوشته شده توسط مهدی پوررحیم نجف آبادی در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 | موضوع: |
|
|