<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>خیالِ &quot;سبز&quot;حوصله</title>
<link>http://rahekubide.blogfa.com/</link>
<description>خیال حوصله بحر می پزد هیهات........چه هاست در سر این قطره محال اندیش</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 05 Sep 2009 20:21:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>زنده باد میرحسین</title>
<link>http://rahekubide.blogfa.com/post-45.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بيانيه شماره 11 م&lt;/B&gt;&lt;B&gt;ي&lt;/B&gt;&lt;B&gt;رحسين موسوی خطاب به ملت ايران&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=3&gt;بسم الله الرحمن الرحيم&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=3&gt;مردم شريف، آزاده و آگاه ايران!&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نزدیک به سه ماه پیش از این زمانی که شما در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شرکت کردید، با این باور به پای صندوق‌های رأی رفتید که با تأکیدهای مکرر مسئولان و تلاش نهادهای مدنی، از آرای تان در برابر مقاصد قدرت‌طلبانه گروهی اندک پاسداری خواهد شد. اما تخلف‌ها و تقلب‌های سازمان‌یافته و حوادث تلخی که متعاقب آن صورت گرفت، از رویدادی که بنا بود سرمایه‌ای برای ملت ما فراهم آورد تاسفی بزرگ باقی گذاشت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مشکلی که می‌توانست در فرآیندی منصفانه و بی‌طرفانه مهار شود با بی‌تدبیری مسئولان امر، با یورش تبلیغاتی رسانه‌های دولتی و حمله نیروهای امنیتی رسمی و غیررسمی به تجمعات آرام و مسالمت‌آمیز مردم، به بروز انشقاق، ابهام و اختلاف عمیق و گسترده اجتماعی منجر شد، وضعیتی که پیامد بلافصل آن جز گسسته شدن رشته‌های اعتماد میان مردم و حکومت نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;جمع کثیری از دلسوزان حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور و نیز مراجع عظام تقلید و نیروهای آگاه حوزه‌های علمیه نسبت به افسانه‌پردازی‌های رسانه‌های دولتی و حوادثی چون برگزاری دادگاه‌های نمایشی فاقد پشتوانه حقوقی و شرعی، برملا شدن فهرست بلند قربانیان، برخوردهای غیرانسانی با بازداشت‌شدگان و افشای وجود بازداشتگاه‌های غیرقانونی واکنش نشان داده و خواستار رسیدگی به آنها هستند، بلکه همه دلبستگان به نظام جمهوری اسلامی، این دستاورد مبارزات یک صد ساله مردم و تبلور مطالبات اساسی آنان برای دستیابی به آزادی، استقلال، عدالت و پیشرفت در سایه دینداری، اینک نگرانند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حفظ تمامیت ارضی و استقلال ملی و صیانت از کیان کشور در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از اصل نظام جمهوری اسلامی در روند شتاب‌زده حوادثی که پی‌در پی رخ می‌دهند چاره‌چویی برای خروج از شرایط موجود را بیش از پیش ضروری ساخته است، هرچند همه به خوبی آگاهیم که در درون دستگاه‌های حكومتي و شبه‌حكومتي افرادی وجود دارند که تنها راه ادامه حضور خود در قدرت را التهاب‌آفرینی و بحران‌زایی‌های پیاپی و طفره رفتن از حل مشکلات و نابسامانی‌هایی می‌دانند که خود مسبب آنها بوده‌اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آنها همچنان به دنبال پوشاندن و پنهان کردن بحران های موجود با بحران های بزرگ تر و توسعه رفتارهای نابخردانه خود به مرزهایی خطرناک‌ترند، تا جایی که پس از ایجاد این همه پیچیدگی در فضای کشور اینک بي‌توجه به عواقب سنگين رفتارهاي خود با بهانه جویی‌های واهی زمزمه هایی خطرناک از جمله زمزمه تسویه های وسیع از دانشگاهیان آزاده و متعهد را سر می‌دهند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از این روست که اتخاذ رویکردی اجتماعی (و نه صرفاً حکومتی) برای حل مسئله به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر تبدیل شده است، ضرورتی که لازمه آن، بهره‌گیری از ظرفیت‌های مردمی نظام جمهوری اسلامی است. اساس چنین رویکرد متفاوتی، پذیرش واقعیت تعدد و تنوع باورها و نگرش‌های موجود در خانواده بزرگ، باستانی و خداجوی ایران زمین است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این راه و رسم پیامبران الهی و جانشینان آنان بوده و نشان از سنتی الهی دارد که مقام و کارکرد هدایت نشان دادن راه است و وظیفه داعيان دين به فراهم ساختن بستر مناسب برای رشد و شکوفایی توانمندی‌های انسان جهت تعالی و تکامل محدود می‌شود. تاریخ به روشنی نشان می‌دهد که هر گاه حکومت‌ها خواسته‌اند به سوی محو تعدد و تنوع موجود در جوامع بشری دست دراز کنند، چاره‌ای جز متوسل شدن به چهره‌های ظاهرا گوناگون اما در جوهر یکسان استبداد نداشته‌اند، راه حل‌هایی که نتیجه آن نه یکدست شدن افراد جامعه، بلکه بروز نفاق و دوچهرگی در زندگی مردم خواهد بود و بس. اتخاذ چنین رویه‌ای نه ممکن است و نه براساس آنچه آموزه‌های قرآنی به ما یاد می‌دهد مطلوب است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پس از حوادثی که در این مدت کوتاه بر جامعه ما گذشت کیست که نداند وضعیتی که ایران امروز در آن قرار دارد حاصل استیلای چنین طرز تفکر اشتباهی بر تصمیم‌گیری‌های کلان كشور است. دستیابی به این وجدان عمومی دستاورد بزرگی است که گاهی قرن‌های متمادی از عمر ملت‌ها و تمدن‌ها صرف تحصیل آن می‌شود و چه هزینه‌های گزافی که در این راه نمی‌پردازند. اما مردم ما این موهبت بزرگ را با هزینه هایی بسیار اندک و ظرف مدتی کوتاه به دست آوردند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مردم ما اینک با پوست و گوشت و استخوان خود دریافته‌اند که تنها راه همزیستی مسالمت‌آمیز سلیقه ها و گرایش‌ها، و اقشار، اقوام، مذاهب و ادیان گوناگونی که در این سرزمین پهناور زندگی می‌کنند اذعان به وجود تنوع و تعدد شیوه‌های زندگی و اجتماع بر کانون آن هویت دیرینه‌ ای است که آنان را به یکدیگر پیوند می‌زند، اگرچه فهم‌های ضعیف و باژگونه از دین هضم نکنند که این اذعان نه بدان معناست که اسلام ناب دین حق و آئین خاتم و صراط مستقیم نیست، بلکه یعنی اجباری در دین وجود ندارد، به درستی که راه از بیراهه بیان شده است. لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از اینروست که علیرغم تمامی حوادث تاسف بار و مرارت‌خیز این ایام، مردم ما اینک به نتایجی بسیار ارزشمندتر و ماندگارتر از انتخاب یک فرد دست یافته‌اند و این آن چیزی است که آنها را نسبت به اقدامشان برای شرکت در رویداد انتخابات و هزینه هایی که در قبل و بعد از آن متحمل شده اند دلگرم می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در ماه هایی که گذشت نیرویی عظیم از ملت ما آزاد شد، نیرویی که باید به کارآمدترین شیوه برای سعادت بلندمدت او به خدمت گرفته شود. مردم ما از آنچه می‌خواهند آگاهند. آنان تصویر شکوهمند اراده خود را در آیینه آنچه که سپری شد مشاهده کرده‌اند و می‌دانند که سرمایه و توان تحقق بخشیدن به خواست‌های خود را دارند و در این میدان انبوه نخبگان و زبدگان دوشادوش آنان ایستاده‌اند. لذاست که اینک همه ما از یکدیگر می‌پرسیم چه باید کرد؟ این سوالی از سر ناامیدی و یا بلاتکلیفی نیست، بلکه می‌پرسیم با این سرمایه عظیم، با این امید تجدید حیات یافته و با این توانمندی‌های فراهم شده چه باید کرد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به راستی چه باید کرد؟ در پاسخ به اين پرسش نخستین قدم آن است که بدانیم چه باید بخواهیم تا بهترین و بیشترین را خواسته باشیم. اگر در یافتن پاسخ این سوال خطا کنیم قطعا همه یا بخشی از این سرمایه فراهم آمده را از دست داده ایم. بلکه حساسیت این انتخاب بسیار بیشتر از این است. نیروی عظیمی که ملت ما فراهم آورده توان آن را دارد که کشور را به سکویی بلند برای جهش به سوی پیشرفت‌های مادی و معنوی ارزشمند ارتقا دهد و یا در یک آنارشي درازمدت فرو برد. این که نتیجه حرکت ما چه خواهد بود تماما به انتخاب درست ما در این مرحله بستگی دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم. ما خواسته‌هایی بسیار روشن و منطقی داریم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلی‌ترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاع‌رسانی مستمر ممکن نیست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غيرمتعارف و نابهنگامی نمی خواهیم. آنچه ما می‌خواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;استیفای کدام حقوق؟ در درجه نخست حقوقی که قانون اساسی برای مردم در نظر گرفته است و مطالبه برای اجرای بی‌کم و کاست و بدون تنازل آن. آری! در قانون اساسی برای اداره برخی از شئون کشور راهکارهایی ارائه شده است که شاید زمانی پاسخگوی مقتضیات جامعه و جهان ما نباشد. اما در بخش‌هایی دیگر از همین قانون راه روشن اصلاح آنها پیش‌بینی شده است. در میثاق ملی ما مشروعیت همه ارکان حکومت متکی به رأی و اعتماد مردم است، تا جائی که اگر دقیق ملاحظه شود خواهیم دید حتی نهاد نظارت‌ناپذیری چون شورای نگهبان از هیمنه نگاه مردم به دور نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آری! در قانون اساسی وظایفی سنگین، از جمله وظیفه نظارت بر انتخابات بر عهده شورای نگهبان قرار گرفته است؛ انسان‌های غیرمعصومی که ممکن است در دام خطا و گناه بیفتند و دچار وسوسه قدرت شوند. اما در همین قانون به صراحت اعلام می‌شود که برگزاری اجتماعات از سوی مردم آزاد است. اگر تنها همین اصل از میثاق ملی ما به درستی اجرا شود حتم داشته باشید که هیچ یک از ارکان حکومت هرگز امکان سوء‌استفاده از موقعیت خود را پیدا نمی‌کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;قانون اساسی ما پر از ظرفیت‌هایی است که هنوز به فعلیت نرسیده‌اند؛ مسئولان گاهی با این حقیقت به گونه‌ای برخورد می‌کنند که گویی به عنوان امری مستحب مخیرند همچنان استفاده‌های بیشتری از ذخائر قانون اساسی ببرند. نه! هرگز چنین نیست. آنها مکلفند که این ظرفیت‌ها، آن هم تمامی این ظرفیت‌ها را به فعلیت برسانند. قانون اساسی مجموعه‌ای یکپارچه است و نباید بر روی بخش‌هایی از آن که منافع اشخاص و یا گروه‌هایی خاص را تامین می‌کند به صورت اغراق‌آمیز تاکید شود و بخش‌هایی دیگر که حقوق مردم را دربر گرفته است معطل باقی بماند، یا ناقص به اجرا درآید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پس از سی سال ما هنوز با اصولی از این میثاق ملی روبرو هستیم که سخن گفتن از اجرایشان دست‌اندرکاران را به خشم می‌آورد، به صورتی که گویی گوینده با جمهوری اسلامی مخالفت کرده است. تأمین آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، رفع تبعیض، امنیت قضایی و برابری در مقابل قانون، تفکیک‌ناپذیری آزادی، استقلال و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر، مصونیت حیثیت، جان و مال اشخاص، ممنوعیت تفتیش عقاید، آزادی مطبوعات، ممنوعیت بازرسی نامه‌ها، استراق سمع و هر گونه تجسس، آزادی احزاب و جمعیت‌ها، آزادی برگزاری اجتماعات، تمرکز دریافت‌های دولتی در خزانه‌داری کل، تعریف جرم سیاسی و رسیدگی به آن با حضور هیئت منصفه، آزادی بیان و نشر افکار در صدا و سیما و بی‌طرفی آن و . . . هر یک اصولی روشن از قانون اساسی ما را به خود اختصاص داده‌اند؛ اصولی که به راحتی و صراحت نقض می‌شوند و یا به صورتی ناقص و براساس تفسیرهای مخالف با روح این میثاق ملی به اجرا درمی‌آیند، تا جایی که در اجرای اصل ساده و روشنی چون آزادی تدریس زبان‌های قومی و محلی به صرف سلیقه و پسند شخصی مانع ایجاد می‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مشابه همین برخورد گزینشی با آرمان‌های انقلاب اسلامی نیز صورت گرفته است. ما خواستار احیای آن بخش فراموش شده از اهدافی هستیم که این نهضت عظیم به امید تحقق آنها آغاز شد. چه شعارهای بزرگی از انقلاب که اینک دم زدن از آنها روی کسانی را ترش می‌کند، تا جائی که گویی اینها شعارهای ضدانقلاب بوده‌اند. نمونه‌ای از آنها آزادی است؛ آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی پس از بیان، آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن، آزادی به تمامی آن معنای جلیلی که مردم ما در بهمن 57 تأمین آن را یکی از مهمترین اهداف خود می‌دانستند، به صورتی که پیروزی انقلاب را بهار آزادی نامیدند. این آزادی به مفهوم آزادی سیاسی و حق انتقاد بی‌هراس از حاکمان بوده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و مظلوم‌تر از انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و قانون اساسی، خود اسلام است؛ دینی که بسیار از آن نام می‌برند و اندک به آن عمل می‌شود. چه بسیار که دین را سرند می‌کنند، هر چه از آن که منافعشان ایجاب نکند به فراموشی می‌سپارند و سلیقه‌ها و مصلحت‌های خود را متن اسلام می‌نامند، تا جایی که دروغ به مشخصه‌ای غیرقابل تفکیک از صدا و سیما تبدیل شود و زشت‌ترین بداخلاقی‌ها نشانه تعهد به دین پیامبری تلقی گردد که برای تکمیل بزرگواری‌های اخلاقی مبعوث شده است؛ شکنجه زندانیان و کشتن آنان، و اعمالی که قلم از ذکرشان شرم می‌کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اگر برای حکمرانی مبتنی بر دین تنها یک رسالت وجود داشته باشد آن این است که زمینه را برای زندگی توأم با ایمان آماده‌تر کند. پس چرا فاصله جامعه ما با زندگی ایمانی روزبه‌روز بیشتر می‌شود؟ این فاصله میراث انقلاب نیست. در تابستان گرم 58، چه بسیار بودند کسانی که برای نخستین بار رمضان را روزه گرفتند و از این تجربه خود لذت بردند؛ میراث انقلاب ما این بود. میراث انقلاب ما معنویتی بود که در دوران دفاع مقدس جامعه را فرا گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;میراث انقلاب ما پرورش روح‌های بزرگ و اخلاص‌های مثال‌زدنی بود. انقلاب ما نشان داد می‌تواند نورانیتی را که جامعه تشنه آن است تأمین کند. آخر یک بار هم که شده میراثی را که از امام خود تحویل گرفتیم با ایران امروز مقایسه کنیم؛ جامعه‌ای سودازده که در آن تحجر دولت‌سازی می‌کند؛ جامعه‌ای تقلب‌زده، دروغ‌زده.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;برخورد گزینشی با پیام دین و آن را مناسب سلیقه و منافع خود درآوردن، خرافه و تحجر را به دامن آن بستن، پول و زور را جایگزین حکمت و موعظه حسنه کردن و بخش‌هایی از روحانیت، این شجره هزار ساله را دولتی ساختن بیش از این هم نباید نتیجه بدهد. زمانی که امام ما از اسلام ناب محمدی(ص) نام می‌برد و آن را در مقابل اسلام تحجرگرا و اسلام آمریکایی قرار می‌داد چنین روزهایی را می‌دید. این پوستین وارونه اسمش اسلام هست، اما رسمش اسلام نیست. ما خواستار بازگشت به اسلام ناب محمدی(ص)، این دین غریب هستیم. و خداونده وعده داده است که ما را به راه‌های رسیدن به این تحفه آسمانی هدایت کند. والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. و کسانی که در راه ما کوشش کنند به تحقیق آنان را به راه هایمان هدایت می‌کنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آیا در این چند ماهه ندیدید که او چگونه به این وعده عمل کرد؟ پروردگار ما ایمان‌هایمان را ضایع نکرد و نخواهد کرد، زیرا او به خلاف مدعیان، نسبت به مردم دلسوز و مهربان است. و ما کان الله لیضیع ایمانکم ان الله بالناس لرئوف رحیم. کام ملت از آنچه که گذشت تلخ است، اما کیست که دستاوردهای حاصل شده در عين اين تلخكامي‌ها را ناچیز بشمارد؟ ما با پوست و خون خود عظمت آنچه در این ایام کوتاه حاصل شده است را درک می‌کنیم. ما چه کردیم که به این دستاوردها رسیدیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حقیقت آن است که جز ایمان به وعده الهی عملی متناسب با این همه پیشرفت نداشته‌ایم. به حوادث این ایام بنگرید و در هر كدامشان راه های خدا را که یکی پس از دیگری پیش پای ما گشوده شدند ملاحظه کنید. آنها را هم که ببندند دادار از وفا به وعده‌ای که داده است عاجز نمی‌شود و راه‌هایی دیگر پیش پای کسانی که برای او می‌کوشند می‌گشاید؛ راه‌هایی امن، راه‌هایی هموار، راه‌هایی مستقیم که بدون تردید ما را به مقصد می رسانند. چرا به خداوند توکل نکنیم حال آن که راه‌هایمان را به ما نشان داده است؟ و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا. با دسترسی به چنین راه‌هایی ما نیاز به تخطی از قانون، پشیمانی از مسالمت، توسل به تخریب یا وارد شدن به هر کوره راه دیگری نداریم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و در آن سو نگاه كنيم كه مخالفان مردم با قدم گذاشتن در بی‌راهه ‌ها چگونه رو به نشيب مي‌روند. فرزندان انقلاب را به زندان انداختند تا اوهام خويش را ارضا كنند. آنها چه نتيجه‌اي براي اين كار خود توقع داشتند؟ بدن رنجور قرباني ترور را به بند كشيدند و ضارب او را آزاد و متمتع قرار دادند. آنها انتظار داشتند از اين كار جز ريختن آبروي خود چه سودي ببرند؟ در سراشيبي كوره‌راهي كه درون آن افتاده بودند خردشان جا ماند و عنانشان در دست افراط‌گراني قرار گرفت كه نيمه‌هاي شب به خوابگاه دانشجويان غريب و مظلوم حمله مي‌كنند و رايج‌ترين كلمات در فرهنگ لغاتشان دشنام‌هاي ركيك است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;رهروان راه‌هاي خدا به اميدي كه از وعده او داشتند رسيدند؛ آيا مسافران بیراهه نيز به آن چيزي كه بايد انتظارش را مي‌كشيدند نرسيده‌اند؟ ملاحظه تقيه و تملق اين و آن و شنيدن بوي حرص و بخل و آز از دهان تمجيدگران، برخورداري از حمايت خطيبي كه از منبر مقدس نمازجمعه به خشونت تشويق و به اعتراف‌گيري مباهات مي‌كند؛ ترس، ترس از تنهايي، ترس از آينده،‌ ترس از عاقبت، ترسي كه با ترساندن ديگران پنهانش مي‌كنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مردم فداکار ایران! پیمانی است بر ذمه فرزندان انقلاب اسلامی که در بازگرداندن آن به اصل نخستین‌اش از بذل هیچ کوششی کوتاهی نکنند، و عهدی است بر عهده همراهان و یاران شما که در راه مبارزه با متقلبان و دروغگویان به سرمایه اجتماعی و اعتمادی که ایجاد شده است، خیانت ننمایند. در عین حال تکلیفی است بر همه ما که اگر مصلحت کشور و مردم را در امری دیدیم از ملامت نترسیم و از شجاعت دریغ نورزیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بنا بر چنین تعهداتی اینجانب برای رسيدن به آرمان‌هایی که پیش روی خویش داریم به جز ادامه راه سبزی که در این چند ماهه دنبال کرده‌اید پیشنهاد نمی‌کنم؛ راه سبز امید. راهی که از پیش از انتخابات آغاز کردید و همچنان با عزم های استوار در آن گام می زنید. راهی که با دعا و ندا و تکبیر، با گردهمایی های بزرگ و کوچک، با کوشش ها و جوشش ها و گفتگوها و پرس و جوهای خود همچنان در آن قرار دارید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ما برای اشاره به جنبشی که آغاز کرده ایم از عنوان «راه» استفاده می کنیم تا توفیق‌‎هایی که در هر مرحله به دست می‌آوریم پایان کار ندانیم و همواره نگاه به کمالی برتر بدوزیم. علاوه بر آن ما در این مسیر چشم به جاده‌هایی داریم که هدایت الهی پیش‌پایمان قرار می‌دهد. ما می‌اندیشیم و تدبیر می‌کنیم، اما ایمان داریم که در عمل، تنها راه‌هایی که او برایمان می‌گشاید از خود کارسازی نشان می‌دهند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ما در راهی که خداوند پیش رویمان قرار داده است از نماد «سبز» استفاده کرده‌ایم تا پرچم دلبستگی نسبت به اسلامی باشد که اهل بیت پیامبر(ع) آموزگاران آن بوده‌اند؛ اهل بیت خرد، اهل بیت محبت، اهل بیت نورانیت و ما «امید» را سرمایه خود قرار داده‌ایم تا حاکی از هویت ایرانی‌مان باشد؛ امیدی که این ملت را از گردنه‌های سخت تاریخ عبور داده و حیات او را در تلخ‌ترین روزهای این سرزمین تداوم بخشیده است؛ راه سبز امید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;چندی پیش، زمانی که از این نام برای بیان ویژگی‌های حرکت شما استفاده کردم تصور برخی بر آن قرار گرفت که حزب یا جبهه‌ای جدید در حال تشکیل است، حال آن که این راه به هیچ وجه مشابهی و یا جایگزینی برای سامان‌هاي سیاسی رسمی نیست و نیاز به آنها را منتفی نمی کند، بلکه حرکتی اجتماعی و دامنه دار برای ترمیم و ایجاد برخی از بنیادین ترین زیرساخت‌های سیاسی است که همه شئونات کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد و از جمله تشکل‌ها و احزاب برای فعالیت ثمربخش بدانها احتیاج مبرم دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;قطعا جامعه ما برای محقق کردن فضای باثبات سیاسی به احزاب صالح و قدرتمند نیازمند است و چه بسا زمانی که زمینه برای فعالیت موثر و مفید سامان های سیاسی فراهم شود اینجانب و برخی از همفکران شما نیز کوشش های خود را در چارچوب تشکلی متعارف از این نوع قرار دهیم. اما راه سبز امید تشکلی از این نوع نیست. تحزب اساسا به معنای آن است که گروهی از همفکران در سازمانی مشخص و دارای سلسله‌مراتب شناخته شده گردهم بیایند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;همچنین در یک حزب تأکید بر بیشترین همفکری و وحدت حداکثری در عقاید است، حال آن که راه ما به عنوان مسیری که تجدید و تقويت هويت ملی را هدف گرفته، بر وحدت حول حداقل نکات مشترک تکیه می‌کند؛ مجموعه‌ای پیام‌محور و متشکل از تمامی سازوکارهای مدنی کوچک و بزرگ که در مسیر خود هدفی مشترک را انتخاب کرده‌اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;صورت ظاهری اقداماتی که برای تداوم و تقویت حرکت کنونی مردم انتخاب می‌شود در حکم لباسی است که بر قامت آن می‌دوزیم، و فاخرترین لباس‌ها تنها در صورتی برازنده خواهد بود که به فراخور واقعیت برده شود. واقعیت موجود در کشور ما نسبت به آنچه که در گذشته بود تغییرات شگرفی کرده است. آنچه اینک در جامعه ما نقش‌آفرینی می‌کند شبکه اجتماعی خودجوش و توانمندی است که در میان بخش وسیعی از مردم شکل گرفته و نسبت به پایمال شدن حقوق خود معترض است. این شبکه دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است که به هنگام تصمیم‌گیری در مورد راه‌حل‌ها و اقدامات آتی، باید به آنها توجه کرد. آنچه اينجانب در پاسخ به سوال چه بايد كرد پيشنهاد مي‌كنم تقويت و تحكيم اين شبكه اجتماعي است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تجربه چندین دهه از تاریخ ایران که ما از نزدیک شاهد آن بوده‌ایم نشان می‌دهد حرکات جمعی مردم ما تنها در دوران باروری، حیات و سرزندگی این هسته‌ها به نتیجه می‌رسند. آن چیزی که از آن به عنوان جامعه‌ای زنده و فعال نام می‌بریم، جامعه‌ای که به صورت موثر، آگاهانه و خلاق نسبت به حوادث واکنش نشان می‌دهد و امكان استبداد و تخطي ساختارهاي قدرت از خواست‌ خود را از ميان مي‌برد ترکیبی تشکیل یافته از چنین شبكه‌ قدرتمندي است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وظيفه‌اي كه امروز بر عهده همه ما قرار دارد و به صورتي فطري از جمع‌هاي كوچك و بزرگ و حتي احزاب و تشكل‌هاي سياسي ما سر مي‌زند آن است كه به صورت هسته‌هاي معين براي چنين شبكه‌اي عمل كنيم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از مهمترین نقاط قوت این شبکه، شکل طبیعی اجزای آن است. این واحدها عبارت از گروه‌هایی کوچک اما بسیار متکثر از همفکرانی است که در قالب روابط سابقه‌دار دوستی یا خویشاوندی یا همکاری نسبت به هم آشنایی و اعتماد پیدا کرده‌اند، به صورتی که انحلال آنها امکانپذیر نیست، زیرا به معنای انحلال جامعه است. این واحدها همواره وجود دارند، اما به صرف وجود، شبکه اجتماعی موثری را شکل نمی‌دهند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;با این همه اولین قدم در راه‌حل پیشنهادی اینجانب آن است که ما ایرانیان، در هر کجای جهان که هستیم، باید این هسته‎های اجتماعی را در میان خود تقویت کنیم. باید خانه‌هایمان را رو در روی یکدیگر بسازیم؛ به تعبیر قرآن خانه‌های خود را قبله قرار دهیم، یعنی به این هسته‌های اجتماعی که واحدهای بنیادین جامعه ما هستند بپردازیم، اهمیت آنها را بشناسیم و بیش از پیش به آنها رو کنیم تا قدرت‌های نهفته ای که دارند برای ما ظاهر شود. خانه های خود را قبله قرار دهیم؛ یعنی اگر تا پیش از این هر دو ماه یک بار همدیگر را ملاقات می‌کردیم اینک هفته ای دوبار گرد هم جمع شویم. قدرت شبکه های اجتماعی ما در این امر است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گرد هم جمع شويم تا چه كنيم؟ اين نخستين سوالي است كه معمولا در چنين شرايطي از يكديگر مي‌پرسيم. ما معمولا تصور مي‌كنيم آنچه در اين گردهم‌آيي‌ها اهميت دارد كاري است كه در قالب آنها با كمك يكديگر به انجام مي‌رسانيم. البته این تصور درستی نیست، اما تصوری طبیعی است. از این روست که واحدهاي اجتماعي اگر محوری برای فعالیت‌های ثمربخش قرار نگیرند به‌مانند درختانی که میوه‌هایشان چیده نشود بازدهی خود را از دست می‌دهند، لذا باید آنها را موضوع تلاش‌های اثرگذار اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی، عام‌المنفعه و دیگر فعالیت‌های مدنی مشابه قرار داد تا در درازمدت و پس از عبور امواج حادثه و عاطفه همچنان به ایفای نقش تاریخ‌سازی که از آنها انتظار داریم بپردازند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;جمع‌های خویشاندوندی، همسایگی، دوستی، جلسات قرآن، هیئات مذهبی، کانون‌های فرهنگی و ادبی، انجمن‌ها، احزاب، جمعیت‌ها، تشکل‌های صنفی، نهادهای حرفه‌ای، گروه‌هایی که با هم ورزش می‌کنند یا در رویدادهای هنری حاضر می‌شوند، حلقه همکلاسی‌ها، گروه فارغ‌التحصیلانی که هنوز دور هم جمع می شوند، همکارانی که با یکدیگر صمیمیت یافته‌اند، و . . . ؛ هر کدام از ما در چندین نمونه از این زیرمجموعه‎های کوچک عضویت داریم و این دست‌مایه اصلی گفتگو و ارتباط میان هسته‌های جامعه ماست. بلكه تجربیات اخیر نشان داد خرده‌رسانه‌هایی که از این روابط زاده می‌شوند می‌توانند سریعتر و موثرتر از هر رسانه عمومی دیگر عمل کنند، مشروط بر آن که ظرفیت‌های این شبکه از طریق توافق بر روی یک آرمان بزرگ به فعلیت برسد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ما زمانی موفق به برقراری ارتباط موثر با یکدیگر خواهیم شد که در شعاری مشترک همصدا شویم؛ شعاری دقیق و عمیق که قادر به تأمین خواسته‌های ما باشد. بخش مهمی از توانمندی‌هایی که اینک در شبکه‌های اجتماعی ما ایجاد شده است مرهون آن است که شعار و آرمانی مشترک پیدا کرده ایم. تعادل طلايي ويژگي مهم اين شعار و آرمان است، به صورتي كه اگر بر آن بيفزاييم چه بسا كساني كه نتوانند يا نخواهند با آن همصدا شوند، و اگر از آن بكاهيم چه بسا قشرهايي كه اميدهاي خود را در آن نيابند. این بزرگترین سرمایه ماست که باید در پالایش و پاسداری از آن بیشترین دقت و همت را به کار بگیریم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ما اگر صرفاً در یک انتخابات شرکت کرده بودیم برخورداری از حمایت اکثریت مردم برایمان کافی بود. اما در یک حرکت عظیم اجتماعی، اکثریت تنها زمانی به پیروزی می‌رسد که به اجماع نزدیک شود و آن گاه از مشروعیت غیرقابل‌مقاومت برخوردار خواهد شد که توجه خود را نسبت به دغدغه‌ها و حقوق کسانی که امروز یا فردا ممکن است متفاوت با او بیندیشند و در اقلیت قرار گیرند به اثبات برساند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نمی‌توان از جامعه‌ای که بخش قابل توجهی از آن دچار جبر نان و از تأمین نیازها اولیه خود ناتوان است انتظار مشارکت گسترده در فرآیند توسعه سیاسی را داشت. البته عکس این رابطه نیز صادق است و جامعه‌ای که از آزادی‌ها و آگاهی‌های اساسی محروم شود در تأمین معیشتی که لیاقت آن را دارد نیز درمی‌ماند و حتی در عهد درآمدهای افسانه‌ای، به پیشرفتی بیشتر از صدقه‌پروری و واگذار کردن اختیار بازار و اقتصاد ملی خود به بیگانگان نائل نمی‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ما بر این باوریم که آزادی زمانی دوام دارد که با عدالت توأم باشد. به همان اندازه که محدودیت‌های جاری برای آزادی بیان و امکان برگزاری اجتماعات نگران‌کننده است، وجود فقر، فساد و تبعیض در سطحی گسترده چشم‌انداز دسترسی به جامعه‌ای آرمانی مبتنی بر قانون اساسی را تیره می‌کند، به ویژه آن که در سیاست‌ سال‌های اخیر دورنمای روشنی برای خروج از ا ین وضعیت ملاحظه نمی‌شود، به صورتی که وارد آمدن صدمات اساسی به تولید ملی، تداوم فعالیت سودآور اقتصادی را به یک آرزو و یافتن شغل مناسب را به دغدغه اصلی جوانان و خانواده‌های آنان مبدل ساخته است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;راه‌های خدا متکثر است و برای دفع ظلم و استبداد و تحقق ایرانی پیشرفته، ما نباید به قدم گذاشتن در یکی از آنها یا همراهی با یکی از همفکران خود اکتفا کنیم. ما در پیوندهای خود به نظمی نیاز داریم تا اگر دست تطاول و ظلم فردی یا افرادی از همراهانمان را ربود و واحد یا واحدهایی از این شبکه اجتماعی گسترده را ویران کرد، لطمه‌ای به حیات و پویایی آن وارد نشود و با تکیه بر خرد جمعی، در هر مرحله‌ای از این مسیر بتوانیم اهداف پیشاروی خویش را شناسایی و با بلندترین گام‌ها به سوی آن حرکت کنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;همچنین اگر در جناحی که قدرت خود را در مخالفت با مردم و خواسته های به حق آنان توهم کرده است خواستی برای برون رفت از بحران وجود داشته باشد حداقل آنچه که در این مرحله می تواند به این هدف کمک کند اقدامات زیر است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1. تشکیل گروه حقیقت‌یاب و حکمیت مورد قبول همه ذینفعان در مورد انتخابات دهم ریاست جمهوری و رسیدگی به تخلفات و تقلب های انجام گرفته و اعمال مجازات برای خاطیان&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2. اصلاح قانون انتخابات به صورتی که شرایط برای برگزاری عادلانه و منصفانه انتخابات و اطمینان مردم از این امر فراهم شود.&lt;BR&gt;3. شناسایی و مجازات عاملان و آمران فجایعی که در حوادث پس از انتخابات بر علیه مردم صورت گرفته است در تمامی نهادهای نظامی، انتظامی و رسانه‌ای&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;4. رسیدگی به آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات و خانواده‌های جان‌باختگان، آزادی همه دست‌اندرکاران، فعالان سیاسی و نیروهای مردمی دستگیر شده، مختومه کردن پرونده‌ها، اعاده حیثیت از آنان و خاتمه یافتن تهدیدها و آزارهایی که همچنان برای واداشتن آنان به عدم تظلم و پیگیری حقوق شان صورت می گیرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;5. اعمال اصل 168 قانون اساسي در خصوص تعريف جرم سياسي و رسيدگي به جرايم سياسي با حضور هيئت منصفه &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;6. تضمين آزادي مطبوعات، تغيير رفتار جانبدارانه صدا و سيما، رفع محدوديتهاي اعمال شده براي برخورداري احزاب، گروههاي سياسي و نگرشهاي مختلف از ارائه ديدگاههاي خود در رسانه‌ها، به ويژه صدا و سيما و اصلاح قانون رسانه ملی به صورتی که رسانه ملی نسبت به اعمال خلاف قانون خود پاسخگو قرار گیرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;7. به فعلیت درآمدن ظرفیت های ایجاد شده در قالب تفسیر اصل 44 قانون اساسی برای ایجاد رسانه های شنیداری و دیداری خصوصی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; 8. تضمين حق اساسي مردم در تشکيل اجتماعات و راهپيمايي‌ها با اعمال اصل 27 قانون اساسي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;9. تصویب منع مداخله نظامیان در امور سیاسی و جلوگیری از دخالت نیروهای مسلح در فعالیت‌های اقتصادی &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ما در راهی پر از نورانیت وارد شده‌ایم که از هم اینک سالخوردگان را جوان و جوانان را پخته کرده است. برای خود و شما در این مسیر از خداوند یاری می‌طلبم و امیدوارم با همکاری و همراهی همه دلسوزان نظام و انقلاب اهداف ملت در هر مرحله از این مسیر روشن و محقق شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;میرحسین موسوی&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 05 Sep 2009 20:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=rahekubide&amp;postid=45</comments>
<dc:creator>rahekubide</dc:creator>
<guid>http://rahekubide.blogfa.com/post-45.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ریشه بی عملی را&quot;الان&quot; بسوزانیم</title>
<link>http://rahekubide.blogfa.com/post-44.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;بازی شروع شده است، این را نمی توان انکار کرد. نمی توان انکار کرد که در چندماه اخیر هر ایرانی به خود تکلیف کرده است که یک سوی بازی را انتخاب کند؛ اگر نه جان به کف در خیابان، حداقل با عوض کردن شبکه تلوزیون این امر را به خود تکلیف کرده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;روزهای اول جهت گیری خیلی آسان بود. یک طرف تقلب و دروغ و خشونت و در سمت دیگر سلاح فقط امید بود و آرزوهای نیک و البته عدم خشونت. در ذهنم نمی گنجد که طرفداران آن سوی معادله چطور به نتیجه رسیدند اما برای ما این طرفی ها به نتیجه رسیدن هیچ ابهامی نداشت، معلوم بود که ما باید طرف موسوی و کروبی را می گرفتیم چرا که خون ریخته شده کف خیابان همه چیز را آشکار کرده است. اما هر چه بازی پیچیده تر شد تردیدها بیشتر شد؛ تا آن جا که گاهی می شنویم کسی در گوشه ای می گوید «آخرش که چی؟» و می ترسم از آن روز که از گوشه ای بشنوم «به من چه اصلا؟» این ترس انگیزه نوشتن این چند پاراگراف است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;اولین تردید ها در تصمیم گیری بر سر نماز جمعه شروع شد. آیا ما همه این بازی ها را برای هاشمی کرده بودیم؟ دعوای ما سر راستگویی بود یا فربه کردن یک بازوی نظام در برابر دیگری؟ این تردید با سکوت دوباره هاشمی بیشتر شد. جهت گیری دو پهلو و مبهم برخی مراجع و یکی به نعل زدن و یکی به میخ زدن برخی اصولگرایان به ظاهر میانه رو، از کیسه خلیفه بخشیدن برخی افراد در اپوزسیون خارج از کشور، و اگر از حق نگذریم کم تحرکی برخی اصلاح طلبان غیر اسیر، همه و همه به این تردیدها دامن زدند. البته خوشبختانه آن طرف بازی هر روز با دست و پا زدن در منجلاب خود ساخته بوی آن را پخش تر می کند و با صحنه سازی های ناشیانه در بیدادگاه ها ماهیت خود را آشکار تر می سازد، اما این سو که با کمبود امکانات و سرکوب گریبان گیر است، در سایه روشنی فرو می رود که برای برخی ابهام آفرین است. این ابهام به افراد اجازه می دهد که در جستجوی یک حقیقت کاملا واضح دچار بی عملی گردند. ریشه فکری این ابهام چیست؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;آیا کسی بین ما(که الان خوب می فهمیم کودتا یعنی چه!) هست که در صحنه خوانی نهضت ملی کردن نفت تردیدی به خود راه دهد که بی شک طرف مصدق را در برابر شاه و زاهدی خواهد گرفت؟ خیر، اما یادمان نرود که در همان زمان انسان های آگاه و وطن دوستی هم بودند که حتی اگر ضد مصدق گام برنداشته باشند لااقل پشت او را خالی کردند. شاید آن ها هم به دنبال شخصی یا جریانی می گشتند که اشتباه و کم کاری نکند، بین یاران خود اختلافی نداشته باشد، پیشینه اش برای همه مورد پسند باشد و در لحظه لحظه نهضت با قدرت ظاهر گردد. مسلما مصدق و یارانش مصداق این خصوصیات نبودند. آن ها به دنبال حقیقتی می گشتند که فارغ از موقعیت ایران آن زمان و وجود شاه و زاهدی، فی نفسه به عنوان حقیقت شناخته شود. غافل از این که چنین حقیقتی در لابلای کتاب های فلسفه هم پیدا نمی شود، حقیقت در دنیای ما انسان ها مظروف است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;همه ما در مختصاتی از زمان و مکان زندگی می کنیم که زندگی ما را به آن کشانده است و حقیقت در هر لحظه مظروف آن است. تصور حقیقت به صورت فرا موقعیتی ما را وا می دارد که منتظر شویم که مختصات زمان و مکان صحنه ای را بسازد که آن حقیقت فراموقعیتی که در ذهن ما وجود دارد در آن جای بگیرد و بعد طرف آن را بگیریم. تا وقتی که حقیقت مظروف دنیای خود را نپذیریم، برای جهت گیری دچار ابهامیم و برای این که عزممان را جزم کنیم باید هر روز خونی در خیابان ریخته شود تا خط خون، سیاه و سفید را برای ما مرزبندی کند. و اگر امروز جنبش سبز فاز دیگری را از ما طلب کند ما حیرت زده در دایره «چه کنم،چه کنم؟» بچرخیم، و با شک کردن و شانه خالی کردن از بار مسئولیت شروع بازی(هر چه باشد ما بازی را شروع کرده ایم)، با دست خودمان جنبش را در حد یک کشمکش سیاسی درون نظامی تقلیل دهیم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;یادمان نرود تصور فرا موقعیتی از حقیقت سنگ محک سلبی را خواهد ساخت که دو راه برای ما باقی خواهد گذاشت، یا باید در انتظار منجی معصومی باشیم که اوضاع لایتغیر ما را تغییر دهد(کاری که خدا هم از آن رو برگردانده است) و یا تا همیشه روضه خوان صحنه کربلایی باشیم که گذر زمان برای ما خوب و بدش را مشخص کرده است. شهید علی شریعتی می گوید در عجبم از ملتی که هزاران سال است بر حسین می گرید که آزاده زیست در حالیکه خود اسیر، زندگی می کند. وقت آن نیست که با واقع گرایی به تعجب دکتر پایان دهیم؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 30 Aug 2009 09:19:16 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=rahekubide&amp;postid=44</comments>
<dc:creator>rahekubide</dc:creator>
<guid>http://rahekubide.blogfa.com/post-44.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از میرحسین چه می شنوم؟                            </title>
<link>http://rahekubide.blogfa.com/post-43.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; size=4&gt;ازهنگامی که میرحسین موسوی در جواب انتظار سیاسیون کلاسیک ایران در تشکیل جبهه سیاسی از سوی خود صحبت از تشکل های سیاسی اجتماعی کرد و بجای توضیح راجع به ساختار تشکیلاتی آن به تکرار و بسط شعار هر ایرانی یک ستاد، هر ایرانی یک رسانه و حتی هر ایرانی یک رهبر پرداخت، گمانه زنی های متفاوتی در این زمینه شکل گرفته است. برخی چون آقای رحمانی تعمیق وجوه جامعه مدنی را از آن فهم کرده اند و به درستی به روی نقش سازمان های غیر دولتی و فعالیت های اجتماعی برای توانمندی جامعه پرداخته اند. اما آیا واقعا منظور از تشکل های سیاسی اجتماعی که در آن هر ایرانی یک رسانه و یک ستاد و یک رهبر باشد این است؟ اگر چه این ها هیچ کدام نیاز به سازمان های غیر دولتی را در سطوح مختلف جامعه نفی نمی کند و حتی مؤید آن است اما نمی تواند فقط همین باشد. درک من از صحبت میرحسین که همواره نقش رهبری خود را نفی می کند و خود را همراه مردم و یک عضو از جنبش سبز می خواند فراتر از تئوری هایی است که از خرداد 76 تا کنون در جامعه ما با فراز و فرودهای متفات(و سو گیری متفاوت؛ از هدف قرار دادن قدرت تا هدف قراردادن خود جامعه) رواج داشته است. خرداد 88 برای ما بشارت دهنده نوع جدیدی از نگاه به زندگی است. نگاهی به زندگی که اگرچه سال هاست ما جوانان و زنان در پیچ و خم آن زیست می کنیم در این برهه از تاریخ به خودآگاهی مبدل می شود و هویت جنبش سبز را خواهد ساخت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; size=4&gt;بعد از نگاهی به جنبش های جدید بی سازمان یا نا متمرکز که پیش از این در مبارزات ضد جهانی سازی شکل گرفته است می توان بهتر در ارتباط با ادعای «نوع جدید نگاه به زندگی» سخن گفت. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; size=4&gt;جنبش نامتمرکز جدید را با رد قدرت متمرکز به هر شکل آن و روش های سازماندهی متفاوت آن (ائتلاف ائتلاف ها) می شناسند. در این جنبش ها حرکات اعتراضی بر اساس اتفاق آرا در گروه های کوچکتر و  یا تشابه مجموعه متنوعی از روش های گوناگون در بخش های جداگانه جنبش و یا پیوند مجموعه اعتراض های متنوع با یک نماد یا شعار، با هم همگرا می شود. این عدم تمرکز در نحوه مبارزات آن ها موجب پراکندگی آن ها نیست، بلکه نوعی از انطباق عقلانی و مبتکرانه یخش های گوناگون جنبش را نشان می دهد. نقطه قوت این الگو واگذاری آزادی سازماندهی به بخش های گوناگون جنبش است. این الگو در برابر تجمیع و تحکیم قدرت قد علم کرده است و حتی در درون خود به هر شکل آن واکنش نشان می دهد. راز موفقیت این جنبش ها در این امر است که هیچ سر فرماندهی وجود ندارد. وقتی جنگی با انبوهی از زنبورها صورت می گیرد در تقابل با آن باید هزاران سر را زد، بنابراین قطع کردن سر چنین جنبشی ممکن نیست. ضمن این که تنوع فکری و زیستی اعضای این جنبش هزاران روش مقابله را طلب می کند که در درازمدت عملا ممکن نیست. البته مخالفت اعضای این نوع جنبش ها با تمرکز قدرت تنها تاکتیکی در مقابل سرکوب ها نیست بلکه آن ها معتقدند قدرت متمرکز در هر شکل آن به سرکوب تفاوت های زیستی «انبوهه مردم» می انجامد.  واژه انبوهه مردم(multitude) برای این وضع شده که بگوید این انبوه از جمع فرد فرد متفاوت تشکیل شده است و انبوهی از مردم یک شکل و یک فکر نیست. واضع این اصطلاح(هارت ونگری) بر آن بود که افراد نباید مجبور باشند بین وحدت و کثرت یکی را انتخاب کنند. آن ها می توانند فردیت هایی باشند که به طور جمعی کار می کنند. در حقیقت یکی بودن برای آن ها یک ظرفیت بالقوه است اما آن ها در هر لحظه به صورت بالفعل یک فرد مشخص هستند. . تجمع هایی از افرادی با پیشینه متفاوت و خواسته های گوناگون(از گروه های دفاع از حق سقط جنین تا گروه های مذهبی خواستار آموزش دین در مدارس) که شیرازه اشتراک همه آن ها باهم نفی نسخه پیچی های از بالا به پایین قدرتهای متمرکز برای انسان هاست. همه آن ها می خواهند آن گونه که هستند به رسمیت شناخته شوند و بدون این که محکوم باشند که قهرمانان مبارزات سیاسی شوند و بشریت را نجات دهند همگرایی نجات بخشی باهم داشته باشند. «نوع جدید نگاه به زندگی» همین پلی است که فاصله بین خواسته اجتماعی و سیاسی و زندگی روزمره و فعالیت سیاسی را می شکند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; size=4&gt; جوانان و بالاخص زنان ما سال ها بود که با نفی نسخه رسمی که حاکمیت برای نحوه زیست روزمره آن ها می پیچید سلطه بلامنازع آن را در خرد ترین مسائل زندگی خود(از گذران اوقات فراغت و نحوه انتخاب همسر و ادای شرعیات) شکسته بودند. اما آن ها که هیچ گاه از سوی قیم مابان(اعم از روشنفکران و حاکمان) به رسمیت شناخته نمی شدند و یا حداقل به آن ها اعتماد نمی شد در گفتمانی که میرحسین نوید آن را می دهد طرف اعتماد قرار می گیرند و سنگینی تحمل پذیر هستی را احساس می کنند و به این ترتیب آن چه تاکنون در عرصه خرد زندگی انجام می دادند(نفی قیومیت) به بروز و ظهور اجتماعی و سیاسی نیز می رسد. به نظر می رسد هر ایرانی یک ستاد، یک رسانه و یک رهبر اوج طرف اعتماد قرار دادن مردم است به همان گونه که هستند و نه آن طور که باید آمرانه تربیتشان کرد. ستاد، رسانه و رهبر خطاب کردن هر فرد توقع پذیرش مسئولیت توانایی های فرد است. گفتمان سبز به ما می گوید که بنا به توانایی و ظرفیتی که دارید مسئولیت آن را بپذیرید و بار آن را به دوش کشید، فارغ از این که تفاوت هایی در ریشه های فکری شما باشد می توانید روی حداقل ها ائتلاف کنید و با رسانه ای که خود هستید همگرا شوید. به امید آن که ظرفیت خواست حداکثر ها از دل این ائتلاف حداقل ها زاییده شود.&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;الهام شهسوارزاده: ۲۰ مرداد 88&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 18 Aug 2009 00:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=rahekubide&amp;postid=43</comments>
<dc:creator>rahekubide</dc:creator>
<guid>http://rahekubide.blogfa.com/post-43.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دو تیتر برای یک عکس حقیقی</title>
<link>http://rahekubide.blogfa.com/post-42.aspx</link>
<description> &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 480px; HEIGHT: 362px&quot; height=379 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i30.tinypic.com/5zjes8.jpg&quot; width=600 border=0&gt;   
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;B&gt;&quot;خشونت در برخورد با معترضان به تقلب انتخاباتی&quot;&lt;/B&gt; ،&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;    &lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;تیتر جنجالی و جذاب بر بالای یک مقاله، زیر عکسی تکان دهنده؛ تیتر را نگاه می کنم و نظرم به چشمان دریده باتون به دست های پشت سر زن و شتاب سیلی مرد موتور سوار جلب می شود. با ولع مقاله را می خوانم و به دنبال جملاتی از شرح جنایات دیگر در مقاله می گردم. خشونت به تصویر کشیده شده را با آن چه در این روزها خود شاهد بودم و احساس کردم پیوند می دهم و سر تصدیق در مقابل این حقایق پایین می آورم، آنها را تعمیم می دهم و تصویری از واقعیت تلخ و زشت خشونت اربابان قدرت در ذهنم حک می کنم. حس مسئولیتی انسانی مرا بر علیه این تصویر می شوراند. با تمام توانایی ام اطرافیانم را از این جنایات انسانی آگاه می کنم.  تمام بیانیه هایی که این رفتارها را محکوم کرده اند امضا می کنم. در تظاهراتی بر علیه این خشونت ها فعالانه شرکت می کنم. حقوق مظلومان این وقایع را فریاد می زنم و احیانا خودم هم مورد خشونت قرار می گیرم. از همه جهانیان کمک می خواهم. مردم جهان خشونت ها را محکوم می کنند و دولت ها و سازمان های جهانی زیر فشار افکار عمومی بیانیه ای می دهند و یا حتی به بودجه های کمکی رای می دهند. آمرین خشونت ها عصبانی می شوند و پی در پی دست به تکذیب وقایع می زنند و یا از زیر بار آن شانه خالی کرده، با حیرانی انگشت اتهام را به طرف این و آن می گیرند و دروغ های نخ نما بیش از پیش عریانشان می کند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 480px; HEIGHT: 308px&quot; height=425 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i30.tinypic.com/5zjes8.jpg&quot; width=513 align=middle border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;√ &quot;&lt;STRONG&gt;مبارزه مردم معترض در پی تقلب انتخاباتی&quot;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;  &lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;تیتری جالب و کمی جذاب و کمی هم قدیمی، بر بالای یک مقاله، زیر عکسی تکان دهنده؛ نظرم به چهره زن و فریاد او جلب می شود. با کنجکاوی مقاله را می خوانم. به دنبال جملات دیگری راجع به چرایی این اعتراضات و این مقاومت ها می گردم. می خواهم بدانم چه مسیری طی شده است که یک نفر در میانه حلقه حمله کنندگان به جای آن که تسلیم شود فریاد می زند؟ چه چیز او را به این جا کشانده و چه چیز او را در این جا نگه داشته است؟ اوگذشته خود را چگونه گذرانده؟ چگونه شجاعت این را در خود پرورش داده که امروز در بزنگاه فرار و فریاد، فریاد را انتخاب کند؟ به گذشته خود نگاه می کنم و در ذهن خودم را در این بزنگاه می گذارم. از همه اطرافیانم این سوال ها را می کنم. جواب ها گاه متفاوت است اما رشته بحث که به درازا می کشد همه در خانه امید را می زنند. امیدوار می شوم. به همه دنیا خبر می دهم -حتی به اربابان قدرت- می گویم که من هم می خواهم و می توانم فاصله بین ادعا و عمل را بشکنم. برای مبارزه به خیابان می روم و حق خودمان را فریاد می کنم. سلاح های مجریان خشونت در مقابل سلاح من مضحک به نظر می آید. در گوشه گوشه شهر و در نقاطی از جهان، افراد با خنده امید بخش من همصدا می شوند.آدم های عادی با توانایی به اندازه خود من یا حتی کمتر؛  بذر تردید در دل بعضی از مجریان خشونت می افتد. برخی از اربابان قدرت در برابر فریاد انبوه بی شمار ما بی سلاح ها، آرام آرام سر از لاک بیرون می آورند. حتی بعضی از ترس یا از شرم - فرقی نمی کند- به جان هم می افتند و صف را خالی می کنند. آن ها که از دور دستی به آتش دارند هم امیدوارتر می شوند و به کوره آتش پا می گذارند. ما بی شماریم؛ آتش گلستان می شود...            &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 14 Aug 2009 16:03:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=rahekubide&amp;postid=42</comments>
<dc:creator>rahekubide</dc:creator>
<guid>http://rahekubide.blogfa.com/post-42.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیایید همه ما را بگیرید؛ ما همه سبزیم</title>
<link>http://rahekubide.blogfa.com/post-41.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=5&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=impact size=5&gt;پیشنهادم این است که در عناوین وبلاگ خود کلمه سبز را وارد کنیم...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=impact size=5&gt;من که از خیال حوصله به خیالِ &lt;FONT color=#00cc66&gt;&quot;سبز&quot;&lt;/FONT&gt;ِ حوصله رسیدم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=impact size=5&gt;مثلا رضا: روزنوشته های سبز یا ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=impact size=5&gt;امیرحسین: عبور سبز از راه های بی نقشه یا عبور از راه سبز بی نقشه یا ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=impact size=5&gt;یا سینا: آوای سبز رهایی و&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=impact size=5&gt; دیگر دوستان...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=impact size=5&gt;فکر می کنم برای همبستگی طرح خوبی باشه...میشه پیشنهادشو به شبکه های اجتماعی اینترنتی هم داد.
&lt;HR&gt;
&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H2 align=justify&gt;&lt;A id=ctl00_RightPanelPlaceHolder_NewsLink href=&quot;http://www.ghalamnews.ir/news-21249.aspx&quot;&gt;&lt;FONT face=impact size=4&gt;بیانیه شماره 10 مهندس میرحسین موسوی در مورد دادگاه گروهی از فعالان نهضت سبز&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;DIV class=news-content align=justify&gt;&lt;FONT face=impact&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN id=ctl00_RightPanelPlaceHolder_ServiceName&gt;قلم&lt;/SPAN&gt; - مهندس میرحسین موسوی در مورد دادگاه گروهی از فعالان نهضت سبز بیانیه منتشر کرد.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P class=news-content align=justify&gt;&lt;FONT face=impact size=4&gt;در این بیانیه آمده است:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=news-content align=justify&gt;&lt;FONT face=impact size=4&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=news-content style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;FONT face=impact size=4&gt;می‌گویند فرزندان انقلاب در دادگاهی که دیروز تشکیل شده بود به ارتباط با بیگانه و برنامه‌ریزی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعتراف کرده‌اند. اینجانب در سخنان آنان دقیق شدم و در حقیقت آن چنین چیزی نیافتم، بلکه شنیدم که با ناله‌ای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز می گفتند؛ انسان‌هایی له شده که ممکن بود به هرچیز دیگری هم که به آن الزام شود اقرار کنند به راستی چه چیز دیگری جز داستان رنج‌هایی که کشیده‌اند ممکن است بگویند. می‌گفتند محسن روح‌الامینی حق داشت که شهید شد. می گفتند که اگر 50 روز ایستادگی نکرده بودیم این نمایش هفته‌ها پیش برگزار می‌شد. می‌‌گفتند هرچه را که به آنان می‌گفتند تا گفته باشند که اینها حرف‌های ما نیست. &lt;BR&gt;دندان شکنجه‌گران واعتراف‌گیران دیگر به استخوان مردم رسیده است تا جایی که اینک از میان کسانی قربانی می‌گیرند که خدمات بزرگ به کشور و نظام در کارنامه دارند و به تهدید دیگرانی سرگرمند که در نشو و نمای این نهضت و تاسیس نظام برخاسته‌ از آن برجسته‌ترین نقش‌ها را بر عهده داشته‌اند. آیا کسانی را که آرزوی شهادت در راه نورانی انقلاب اسلامی داشته‌اند به چیزی کمتر از آن تهدید می‌کنید؟ یا پس از به مسلخ بردن جمهوریت نظام، اسلامیت و آبروی آن را هم با این بی‌آبرویی‌ها هدف گرفته‌اید؟ تنها داوری قطعی وجدان بشری از مشاهدة دادگاه‌هایی اینچنین فرمایشی سقوط اخلاقی و بی‌اعتباری صحنه‌گردانان آن است. &lt;BR&gt;صحنه‌هایی که دیدیم و دیدید جز تدارکی ناشیانه برای شروع به کار دولت دهم نیست. از دادگاهی که همه چیزش تقلبی است انتظار دارند عدم وقوع تقلب در انتخابات را اثبات کند. اگر شما اهل تقلب نیستید آن را در رعایت ظواهر اولیه یک دادرسی قضایی به نمایش بگذارید. با دادخواستی سبکف با طرح مطالبی بی‌ربط، با استناد به کتاب‌هایی که به خروار خمیر می‌شوند، با تکیه بر گزارش خبرنگارانی که نامشان را هم کسی نشنیده است و با استناد به اعتراف‌هایی که رنگ شکنجه‌های قرون وسطایی از آن هویداست انتظار دارند ملت را به چه چیز قانع کنند؟ آیا نخوانده‌اند که پیامبر اکرم (ص) فرمود برای کسی که بعد از شکنجه اقرار کند حدی نیست یا کسی که در زندان یا قید و بند باشد و او را تهدید کرده باشند اقراری برای او نیست (الغدیر جلد ششم). &lt;BR&gt;مردم ما با فرزندان خود که دیشب پس از 50 روز بی‌خبری چهرةشان را دیدند احساس همدردی می‌کنند. برادران ما! غمگین نباشید. بدانید که مردم وضعیت شما را درک می‌کنند و می‌دانند که حفظ جان شما واجب‌تر از هر چیز دیگر است. زود خواهد بود که ملت محاکمه مرتکبین این فجایع را شاهد باشد و بازجویان و شکنجه‌گرانی که این‌گونه با جان و آبروی او بازی می‌کنند بشناسد. &lt;BR&gt;وَلَوْ یُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَکَ عَلَیْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَکِن یُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ &lt;BR&gt;و اگر خداوند مردم را به [سزاى] ستمشان مؤاخذه مى‏کرد جنبنده‏اى بر روى زمین باقى نمى‏گذاشت لیکن [کیفر] آنان را تا وقتى معین بازپس مى‏اندازد و چون اجلشان فرا رسد ساعتى آن را پس و پیش نمى‏توانند افکنند &lt;BR&gt;میرحسین موسوی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 02 Aug 2009 12:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=rahekubide&amp;postid=41</comments>
<dc:creator>rahekubide</dc:creator>
<guid>http://rahekubide.blogfa.com/post-41.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از اسم آیت الله منتظری هم می ترسند؟؟!</title>
<link>http://rahekubide.blogfa.com/post-40.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt; متن كامل سخنان مهم ميرحسين موسوي در جمع فرهنگيان و تشكل‌هاي معلمان ايران&lt;/P&gt;
&lt;H2 align=justify&gt;&lt;A id=ctl00_RightPanelPlaceHolder_NewsLink href=&quot;http://www.ghalamnews.ir/news-21242.aspx&quot;&gt;&lt;EM&gt;موسوی: اعیاد، فرصتی برای بروز خلاقیت‌های نهضت سبز است/ چرا اینقدر مردم را آزار می‌دهید؟/آزادی کجاست؟&lt;/EM&gt;&lt;/A&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;DIV class=news-content align=justify&gt;&lt;SPAN id=ctl00_RightPanelPlaceHolder_ServiceName&gt;قلم&lt;/SPAN&gt; - میرحسین موسوی با تبریک اعیاد پیش رو، هر یک از این فرصت‌ها را به عنوان نعمتی دانست که خداوند برای نهضت سبز قرار داده است تا از آن خوب استفاده کند. &lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به گزارش خبرنگار قلم نیوز، مهندس میرحسین موسوی در دیدار با اعضای تشکل‌های معلمان و فرهنگیان در انجمن اسلامی معلمان ایران با تبریک ماه شعبان و اعیاد این ماه، این فرصت‌ها را نعمتی برای نهضت سبزخواند تا از آن خوب استفاده کند و گفت: این مهم‌ترین مساله است که شبکه عظیم اجتماعی و سبزی که در سراسر کشور ایجاد شده است، اگر هوشیار باشد که هست، باید از تمام این مناسبت‌ها با استفاده از خلاقیت خود استفاده کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وی با اشاره به اینکه این مناسبت‌ها زیاد هستند یادآور شد: ما می‌توانیم هر روز برنامه‌ای برای روشنگری و پیگیری اهداف بلند نهضت بزرگ سبز داشته باشیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;موسوی در ادامه درباره سخنان یکی از اعضای حاضر مبنی بر اینکه جریان حاکم بعد از انتخابات غافلگیر شد و فقط تا زمان انتخابات برای خود برنامه ریزی کرده بود، گفت: فکر می‌کنم این غافلگیری به چند هفته پیش از انتخابات برمی‌گردد زیرا تمام تلاش آنها در جهتی بود که مردم در انتخابات شرکت نکنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وی با اشاره به عملکرد رسانه ملی و دیگر رسانه‌های دولتی نسبت به دوره‌های قبل ریاست‌جمهوری، تلاش آنها را در جهت حضور عده قلیلی در انتخابات دانست و بیان کرد: آنها فکر نمی‌کردند که در مدت کوتاهی چنین موج عظیمی ایجاد شود برای همین غافلگیر شدند و طرح‌هایشان ناشیانه اجرا شد و خلل و فرج بسیار زیادی داشت و آنها قدرت مردم را به درستی تخمین نزدند و عمق جریان را به درستی درک نکردند. دلیل برانگیختگی و حضور مردم در خیابان‌ها را درک نکردند در نتیجه کشور و خودشان را با مشکل مواجه کردند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;میرحسین با بیان اینکه مطالبی که قبل از انتخابات، مطرح و بر آن تاکید کرده است چیزی نبوده جز درخواست‌های معمولی ذکر شده در قانون اساسی که مغفول مانده و کنار گذاشته شده بود افزود: ما بخش‌های اندکی از قانون اساسی را اجرا کرده‌ایم. قسمتی از آن را خوانده‌ایم آن هم بر اساس منافع گروهی و جناحی و آن بخشی که به نفع ما نبوده، کنار گذاشته‌ایم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وی با بیان اینکه جز حقوق مصرح در قانون اساسی چیز دیگری نگفته است، بیان کرد: ما گفتیم شعار مردم در ابتدای انقلاب این بود &quot;در بهار آزادی جای شهدا خالی؟&quot;، حرف ما این است که این آزادی کجاست؟ مگر مردم به خاطر این آزادی به صحنه نیامدند و 22 بهمن 57 راهپیمایی‌های میلیونی در سراسر کشور انجام نشد و شعار آزادی سر ندادند؟ مردم دنبال آزادی بودند، الان این آزادی کجاست؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;موسوی با اشاره به مغفول ماندن بخشی از حقوق مردم و کرامت انسانی زن‌ها، آزادی سخن، اندیشه و گفت‌وگو  و هویت ملی ما و طرح آنها در انتخابات بیان کرد: طبیعی است که این سخنان از دل مردم برخاسته بود که به آنها بازگشت و موج ایجاد کرد و آینده این حرکت هم بستگی به این دارد که ما تا چه اندازه این شعارها را ببینیم و پایبند به آنها بمانیم و حاضر باشیم هزینه این پایبندی را بپذیریم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;میرحسین در ادامه درباره هویت ساختارشکنان گفت: متهم می‌کنند که شما ساختارشکن هستید و از ساختارشکنی استفاده می‌کنید، ما می‌خواهیم بگوییم ما دنبال ساختارهای واقعی برآمده از دل مردم و قانون اساسی هستیم. شما ساختارشکن هستید. با بررسی جریانات یک نمونه از دستگیری‌ها از ابتدا تا انتهای آن می‌توانید ببینید چه کسانی ساختارشکن هستند. لزومی ندارد ما صدها جنایت و تیراندازی و لباس شخصی را ببینیم، فقط کافیست آقایان یک نمونه مثلا پرونده همین روح الامینی، اعرابی یا آقاسلطان را مورد بررسی قرار دهند، خواهند دید که تا چه اندازه ساختارشکنی در مجموعه نظام صورت گرفته است و این به آنچه ما از جمهوری اسلامی و نظام انتظار داشتیم، هیچ شباهتی ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وی با بیان اینکه ما چنین نظامی را نمی‌خواستیم گفت: آیا ما نظامی را می‌خواستیم که افرادی شبانه بریزند و خانه‌های دانشجویان و مردم را ویران و ماشین‌های آنها را تخریب کنند؟ و بعد همه ارگان‌های موجود از وزارت اطلاعات تا بسیج بگویند این‌ها به ما ربطی ندارند؛ این‌ها از کجا آمده‌اند آیا از کره مریخ آمده‌اند؟ وقتی قتلی رخ می‌دهد، متهم هر کجا باشد آقایان آنقدر قوی هستند که ردش را بگیرند، آن‌وقت ده‌ها و صدها نفری که این جنایت‌ها را مرتکب شده‌اند را نمی‌توانند شناسایی کنند؟ چه کسی این را باور می‌کند؟ آیا این به معنای متهم کردن کل نظام به دروغگویی نیست؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;موسوی در ادامه با اشاره گسترش پوستر دروغ ممنوع در سطح کشور گفت: مردم متوجه شدند که یک دروغ بزرگ پشت این جریانات هست که این همان ساختارشکنی و روی گرداندن از قانون اساسی و همه آرمان‌ها و ایده‌آل‌هایی بود که نظام ما و مردم به آن پایبند بودند. الان هم نظام هیچ چاره‌ای ندارد که به آنها (آرمان‌ها، ساختارها و قانون اساسی) بازگردد و به نظر من اگر برنگردد مردم آن را برخواهند گرداند و مردم خود از راهی که آمده‌اند باز نخواهند گشت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وی ادامه داد: غافلگیری دیگری که برای آقایان اتفاق افتاد این بود که تصور می‌کردند با چند حرکت بعد از 22 خرداد مردم به خانه‌های خود بازخواهند گشت اما همین که ملتی با این گستردگی و با این همه هزینه‌های بسیار بیش از 40 روز در خیابانهاست نشان‌دهنده عمق این جریان است؛ بعد آقایان ذهنیتشان را داده‌اند به اینکه دو گروه خارج کشور بودند و تماس با سفارتخانه موضوع را حل می‌کند، اینها تصور می‌کردند که احزاب این جریان را هدایت می‌کنند برای همین شخصیت‌ها و سران احزاب را دستگیر کردند و تمام تلاش خود را برای اعتراف‌گیری به کار بردند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;موسوی در ادامه با اشاره به اظهارات آیت‌الله جنتی مبنی بر اینکه که اعترافات دارد گرفته می‌شود گفت: آیا یک روحانی و مجتهد که اصولی دارد می‌تواند این حرف را بزند؟ اعتراف گرفتن داشتیم در اسلام؟ ما آدم‌های کم سوادی هستیم شما که باسواد هستید بیایید شرح دهید کجای اسلام، کجای قرآن و کتب فقهی ما روی مساله اعتراف کردن تکیه کرده‌اند؟ ما هر چه از حضرت علی (ع) شنیده‌ایم، بر عکس این بود، در جهت تبرئه مردم بود و در این جهت بود که مردم علیه خود حرفی نزنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وی با یادآوری اینکه این شیوه‌ها نتیجه‌ای در بر ندارد افزود: زیرا این حرکت مردم به شکل هرمی تنظیم نشده است بلکه به صورت یک شبکه گسترده در حال سیر بود که به همه خانواده‌ها نفوذ کرده بود و راز بقای این نهضت هم همین است و هر حرکتی در آینده هم باید به این سمت برود که نمی‌شود یک حرکت گسترده مردمی را در قالب یک تشکل کلاسیک مختصر کرد و کاهش داد. این یک خطر برای این حرکت در آینده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;موسوی با بیان اینکه هر چه افراد را بازداشت کردند این حرکت گسترده‌تر شد، گفت: قدرت این حرکت از گسترش آگاهی‌هاست و باید آن را پاس بداریم و عمیق‌تر کنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وی با اشاره به اینکه عده‌ای به دولت حاکم رای دادند، بیان کرد: باید آگاهی را در میان این افراد گسترش دهیم و روش دولت تعیین کردن و وزیر عوض کردن و سیاست‌های اقتصادی و ماجراجویی سیاست‌خارجی دولت حاکم را به آنها یادآور شویم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;موسوی در ادامه بر لزوم فراگیر بودن شعارها تاکید کرد و با اشاره به فراگیر شدن نماد سبز میان همه ایرانیان و همبستگی حاصل از این نماد که با هم بودن را نشان می‌داد، گفت: باید شعاری مطرح کنیم که گستردگی آن بتواند ایرانیان داخل و خارج کشور را دربرگیرد و بر اساس آن، حرکتمان را تنظیم کنیم. آنچه من پیشنهاد می‌کنم، ایستادن بر قانون اساسی از زاویه زنده کردن اصول مغفولی است که مهم‌ترین آن آزادیهاست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وی با اشاره به اصل آزادی برگزاری اجتماعات به درخواست خودش و مهدی کروبی برای برگزاری مراسم یابود شهدای وقایع اخیر در مصلی تهران اشاره کرد و گفت: با این کار دولت را در معرض امتحان قرار دادیم؛ ما نمی‌خواهیم کاری کنیم، سخنرانی هم نداریم،  فقط می‌خواهیم از مصلایی که با هزینه‌های صدها میلیارد تومانی ساخته شده، یک استفاده‌ای کنیم، همان 13 میلیونی که شما می‌گویید، این‌ها هم حقی دارند نسبت به این مصلی و از پول آنها ساخته شده و از بودجه عمومی صرف شده است و متعلق به آنها هم هست، اجازه دهید ما جمع شویم و فقط قرآن بخوانیم، قرآن بخوانیم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;موسوی در ادامه با یادآوری اینکه قانون اساسی می‌تواند مثل رنگ سبز ما باشد و پیوند دهنده ما باشد، افزود: باید توجه کنیم که برای ادامه این حرکت - که برای احیای ارزش‌های اصلی انقلاب اسلامی و ارزش‌هایی است که مردم به‌خاطر آن هزاران شهید دادند- مجبوریم که به قانون اساسی تکیه کنیم و از آن دفاع کنیم و آن را شعار اصلی خود قرار دهیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وی با اشاره به اینکه قانون اساسی بر هویت ملی تاکید دارد، از این موضوع که بسیاری از اصول قانون اساسی که می‌تواند مقوم این هویت باشد به تهدید تبدیل شده است، گفت: تکیه بر هویت ایرانی بسیار کارساز است و این هویت ایرانی جدای از هویت اسلامی نیست اما غفلتی در این زمینه صورت گرفته است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;موسوی با اشاره به تکرار فریاد &quot;ایران&quot;، &quot;ایران&quot; در یکی از سفرهایش، تاکید بر این هویت ملی و ایران را ندایی خواند که به ایرانیان خارج از کشور نیز رسید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وی با اشاره به اینکه حضرت امام (ره) نیز در ابتدای انقلاب تلاش در جمع کردن همه اقلیت‌ها و قومیت‌ها تحت نام ایران داشتند، گفت: وسعت ملتی که تعریف کرده بودیم به حدی بود که همه مردم در آن می‌گنجیدند و بر اساس همین دید هم بود که اقلیت‌ها به مجلس راه یافتند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;میرحسین به رسمیت شناخته شدن حقوق اقلیت در کنار حقوق اکثریت را متاثر از یک گفتمان بسیار مترقی خواند که همه ما را با هم و اقلیت‌ها و قومیت‌ها را با ما و شیعه و سنی را با هم جمع می‌کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;موسوی در ادامه قتل‌ها و دستگیری‌های رخ داده را فاجعه خواند و گفت: ما چنین چیزی را حتی قبل از انقلاب هم شاهد نبودند. به کسانی که چنین جنایاتی را مرتکب می‌شوند یادآور می‌شوم که مردم، آنهایی را که قبل از انقلاب مرتکب جنایت شدند به یاد داشتند و آنها را به سزای عملشان رساندند؛ مردم از چنین جنایت‌هایی نخواهند گذشت. چطور می‌شود یک فردی علاقه‌مند به انقلاب، اسلام و کشور حتی یک آدم گناهکار به زندان وارد شود و بعد جنازه او بیرون آید؟ مگر ما پیرو امام علی (ع) نیستم؟ مگر توصیه‌های ایشان را درباره ابن ملجم نشنیده‌ایم؟ مگر درباره عدالت اسلامی صحبت نکرده‌ایم؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به گزارش قلم‌نیوز، وی افزود: مگر این وضعیت قابل تحمل است؟ چطور سران کشور ما فریاد نمی‌کشند و از این فجایع گریه نمی‌کنند؟ نمی‌بینند اینها را لمس نمی‌کنند. اینها همه کشور را سیاه می‌کنند. اینها دل همه ما را سیاه می‌کنند، اگر ما سکوت کنیم همه ما را ویران می‌کند و همه ما را به جهنم می‌برد. من نسبت به این اعتراض‌ها خوشحالم زیرا این اعتراض‌ها نشاندهنده سلامت ملت ماست مردم ما راضی به جنایت نیستند؛ راضی به اینکه افراد جانی پیدا شوند و به خانه‌ها و ماشین‌های مردم حمله کنند، نیستند؛ این عدم رضایت نشاندهنده زنده بودن ملت ماست و کسانی که در مسوولیت هستند بدانند که اگر ملتی طاقت مخالفت با جنایت‌ها را دارند باید در کنار این ملت و مدافع آنها باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;موسوی در ادامه با بیان اینکه کشور نمی‌تواند تبدیل به یک زندان شود که 70 میلیون نفر در آن زندانی شوند، به اصل تفکیک قوا اشاره کرد و گفت: یقین دارم قوه قضاییه نمی‌تواند و حق ندارد به بسیاری از این زندان‌ها سر بزند و اطلاعات بگیرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وی با طرح این سوال که آیا در حال حاضر قوه قضاییه مستقل داریم، بیان کرد: آیا قوه قضاییه می‌تواند پرونده همین روح‌الامینی را بررسی کند، الان می‌گویند مریض شده و مننژیت گرفته است، قوه قضاییه بررسی کند ببیند دندان‌های وی به چه دلیل شکسته است؟ آیا زمین خورده است یا کارهای دیگری صورت گرفته است. چنین قوه قضاییه‌ای کشور ما را نجات می‌دهد و به نفع کشور و همه ماست که چنین کاری انجام دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;موسوی در ادامه توضیح داد که برای این روح‌الامینی را مثال زد که همه چیز درباره او روشن است، محاسن هم داشته، مذهبی و بسیجی هم بوده است و بعد به این سیل عظیم و موج سبز پیوسته و شاهدان همه می‌گویند که او، زنده دستگیر شده است و بعد در زندان، جنازه‌اش را تحویل داده‌اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وی با اشاره به نام امیر جوادی که سایت‌ها به تازگی نام وی را به عنوان یکی از شهدای وقایع اخیر عنوان کرده‌اند با تاسف بیان کرد: ما همه مسلمانیم، حداقل جوانمردی این است که اگر اینها را کشته‌اید، آنها اذیت شده‌اند و زجرکشیده‌اند، لااقل جنازه‌های آنها را بدهید و به خانواده‌های آنها برسید. آن دسته از افرادی که شناخته شده نیستد چه؟ آنهایی که شهرستانی هستند چه می‌شوند؟ اینها را برگردانید به خانواده‌هایشان. چرا اینقدر مردم را آزار می‌دهید؟ چرا مردم را عصبی می‌کنید؟ چرا مردم را تحقیر می‌کنید؟ مردم حق دارند از قبر فرزندان خود خبر داشته باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;میرحسین موسوی تاکید کرد که این مشکلات جز با بازگشت به اصول انقلاب و قانون اساسی حل نخواهد شد و ما بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم تا به ارزش‌ها و آرمان‌های ابتدای انقلاب و دیدگاه‌های حضرت امام (ره) رجوع کنیم. این به نفع همه ما و آخرت ماست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وی ، شورش خیابانی خواندن حرکت‌های مردمی را ناشی از اشتباه جریان حاکم در درک حرکت مردم خواند و اینکه آنها فکر کردند با ایجاد حالت امنیتی و بهم‌زدن اجتماعات، حرکت مردم جمع خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;موسوی با اشاره به حافظه تاریخی و جمعی مردم یادآور شد که این‌طور نیست که چند ماه بگذرد و مردم همه چیز را فراموش کنند و همه چیز حل شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وی در پایان سخنان خود با یادآوری اینکه &quot;نمی‌شود سر مردم را شیره مالید&quot; بیان کرد: خداوند توفیق دهد که همه به راه اسلام و انقلاب برگردیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;.........................................................................................................................................&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از اسم آیت الله منتظری هم می ترسند؛ ۱۷ خطبه ای که ایسان پس از رحلت آیت الله طالقانی خواند را حذف کرده اند؟؟!!!  نامه آیت الله خمینی را هم سانسور کرده اند!!؟     &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دل آدم برایشان می سوزد..&lt;A href=&quot;http://www.rajanews.com/detail.asp?id=33233&quot; target=_blank&gt;دل آدم برایشان می سوزد..&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 27 Jul 2009 13:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=rahekubide&amp;postid=40</comments>
<dc:creator>rahekubide</dc:creator>
<guid>http://rahekubide.blogfa.com/post-40.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زنده باد میرحسین</title>
<link>http://rahekubide.blogfa.com/post-39.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;هموطنان عزیز&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;همان‌گونه که انتظار می‌رفت شورای نگهبان، پس از نمایش‌هایی که توجه هیچ‌کس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلب‌ها و تخلف‌های صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنواره‌ای که تجدید حیات ملت ما را مژده می‌داد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنه‌ها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خون‌های ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلم‌های شکسته، روزنامه‌های بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بی‌اعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو می‌نشیند و دست‌اندرکاران  این ماجرا با صورت‌حساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو می‌شوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر می‌برد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمی‌پذیرد. دولتی با پشتوانه‌های ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بی‌تدبیری، قانون‌گریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیم‌گیری و تدوام سیاست‌های ویرانگر اقتصادی نداریم، و  بیم آن می‌رود که بر اثر ضعف‌های بی‌شمار ذاتی و عارضی‌اش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;خطر در پیش است. نظامی که به مدت سی‌سال به اعتماد مردم متکی بود نمی‌تواند یک شبه قوای امنیتی را جایگزین این نقطه اتکا کند. این اعتماد لطمات جدی دیده است؛ اگر انکار این واقعیت سودی می‌رساند،  ما نیز با منکران آن هم‌صدا می‌شدیم، از بس که خطر عظیم است. اگر آنچه انکارش می‌کنیم واقعا صحت ندارد، چرا به دیگران اجازه اجتماع نمی‌دهیم تا معلوم شود که چقدر اندکند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;باید باز گردیم، هنوز دیر نشده است. هنوز می‌توان اطمینان آسیب دیدة مردم را بازسازی کرد؛ امنیت نظام ما در گرو چنین کاری است.  فرزندان انقلاب را از زندان‌ها آزاد کنید. حبس آنان جز تغذیه غریزه فرافکنی در وجود خود شما فایده‌ای ندارد. مردم چگونه می‌توانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند می‌کند؟ چیره کردن فضای امنیتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمی‌گذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی یک جامعه سالمند؛ برای ترمیم اعتماد مردم این مجاری را مسدود نکنید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمی‌تابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخ‌های بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم می‌خواهیم ایمان‌های مذهبی‌شان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته می‌شود؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;به خرد بازگردیم. کشوری به عظمت ایران را، با آرمان‌هایی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کینه‌توزی که می‌شناسیم با دور ریختن سی سال تجربه مدیریتی و انکار ضرورت برنامه‌ریزی و تصمیمات خلق‌الساعه فردی اداره نمی‌‌توان کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کرده‌ایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;مردم به حکومتی اعتماد می‌کنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهم‌ترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمی‌شوند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندان‌های امنیتی باز می‌کنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه،‌ هرکسی را از دایره خود‌ی‌های‌مان دور می‌کنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش‌ از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد می‌گیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیک‌پوش است. آن‌قدر از دور خود می‌رانیم تا این که تنها می‌مانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز می‌کند و به صرف شهادت زبانی، انسان‌ها را در دایرۀ خود می‌آورد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;چرا باید پس از یک انتخابات سرنوشت‌ساز در معرض چنین خطراتی باشیم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصیل بزرگترین دستاوردها بود؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;مردم!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;ما راهی دور و در نگاه نخست غیرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بودیم. ما با هم این فاصله را آمدیم؛ از فضایی که به گرد دروغ و تردید و به غبار رمیدن‌های گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بین‌نسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه نا‌امیدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز  به روز بیشتر می‌شد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جریانی طولانی از یک تجدید حیات ملی تبدیل کنیم؛ فضایی پر از آشتی، شادی، آگاهی و نشاط، عرصه‌ای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمی‌بست می‌توانستند با یکدیگر به بحث درباره آینده بنشینند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعده‌اش را داده بود تجربه کنند. فضایی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غیرخودی  با انقلاب و نظام اسلامی نبیند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوان و میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماه پیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور می‌دید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و از نفرت‌پراکنی و پرونده‌سازی بیزاری بجوییم. با هم آمدیم تا حاکمیت عقل و عشق را توامان داشته باشیم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کردیم و در این رویکرد میراث تمدنی ایران عزیز و بزرگ را تجدید شده دیدیم، تا آنجا که در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀ شما شنیده می‌شود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب و یا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجی‌گری جداست. اسلامی که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی و قومی و جنسیتی کرامت انسان‌ها را ارج می‌نهد و اصل می‌داند. اسلامی که شوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندی است.  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;مردم!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوشش‌های خالصانۀ خود را نباختیم. ما در این میانه مستوره‌ای از تحقق آرمان‌هایمان را یافتیم و دیدیم که آنچه به‌ دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایه‌ای اندوخته‌ایم که پشتوانه و بستر حرکت‌های آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرت‌های مردم و واقعیت‌های تاریخی کشور و انقلاب  همچنان در طول سال‌ها  ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;تمامی تلاش‌هایی که این روزها در مخالفت با شما صورت می‌گیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست.  به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهن‌ترین تمدن‌ها زاده شده‌ایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جاده‌ای به درازای تاریخ همه بشریت قدم می‌زنیم. در این جاده چه بسیار ملت‌ها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سخت‌ترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است. مردم ما می‌توانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیش‌بینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیش‌بینی‌ها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزاره‌ها زنده نگه‌ داشته است چنین کردند. به‌ویژه با جوانان می‌گویم که اگر می‌خواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینه‌های خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن می‌کند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در می‌آورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt; امیدی که هویت ما را شکل داده است معطوف به چه چیز است؟ قطعا معطوف به امور غیر واقعی و خرافه‌های واهی نیست، و الا نمی‌توانست ملتی را برای هزاران سال زنده نگه دارد. بلکه این امید معطوف به لطف و فضل الهی است. اگر علاقه به این هویت تاریخی کمترین فاصله‌ای با اسلام ندارد، به این خاطر است.  ما آمده بودیم این علاقه را احیا کنیم. از این هویت خود فاصله نگیریم. شما وظیفه خویش را به درستی انجام داده‌اید و غیر ممکن است که لطف خداوند مردمی را که با نیت‌های پاک ادای وظیفه می‌کنند تنها بگذارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمی‌گیرد و تنها زمانی در ما تحکیم می‌شود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانه‌هایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی،‌ اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشویق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمی‌پسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود. لیکن برای آن که این اعتراض به نتیجه‌ای دلخواه برسد باید چند اصل مهم را رعایت کنیم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;- نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست‌ ساله شما با استبداد و عقب‌ماندگی است. جمهوری اسلامی نظامی‌است که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه‌ اصیلش به اجرا درآید تمامی خواسته‌های ما را در بر می‌گیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اینجانب قویا با چنین وسوسه‌ای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیت‌های ارزشمند تحقق نایافته‌ای است که باید با فعالیت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبه‌ای ملی درآید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;به یاد آوریم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبال خواسته‌های به حقش، که از زبان امام راحل بیان می‌شد، مجبور به ساختارشکنی گردید.  به همه نهادهای تصمیم‌گیر در نظام توصیه می‌کنم که چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری  را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زیرا که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد، و این بدیلی است که همة ما هزینه سنگین آن را می‌دانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. همچنین تاکید می‌کنم که تعلل در محقق ساختن آرمان‌هایی چون قانون‌گرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیت‌سوز است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;- اسلام آن پوستین وارونه‌ای نیست که برخی مخالفان شما پوشیده‌اند. شیوه آنها این است که هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره کنند، تا جایی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم می‌ستانند. اسلام راستین نسبتی با ظاهرسازی‌ها و کج‌اندیشی‌های آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائی‌بخش است که اگر به حقیقت و نورانیت آن برسیم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;- ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;- در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچ‌کس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;- ما در برهه‌ای و گریوه‌ای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راه‌حل بسیاری از مشکلات‌ ما قانون است. درست است! قانون همیشه بی‌عیب نیست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پیمانی که انسان‌ها با هم می‌بندند رعایت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نیز به آن پایبند باشد. درست است! مخالف شما قانون‌ اساسی را زیر پا می‌گذارد، به خلاف نص این میثاق ملی  شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم می‌کند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچه‌ای سبز به دستتان ببندید به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانین بی‌شمار عادی، خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد. درست است!  متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفته‌اند. لیکن تلاشی که ما وارد آن شده‌ایم یک مشاجره و تلافی‌جویی نیست. ما را عصبانیت یا جاه‌طلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا می‌دانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوشش‌مان به ثمر می‌رسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است.  این شالوده‌ای است که امروز صبورانه می‌ریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;- سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت می‌کنم. پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای داده‌اند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل می‌شوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آینده‌ای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابان‌ها کتک زده است، سعادتمندتر، معنوی‌تر، سالم‌تر و زیباتر از امروز زندگی کند.  رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کرده‌ایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزی که ما را به اهل‌بیت نور، اهل بیت راستی، اهل‌بیت خرد، اهل بیت کرامت و فضیلت پیوند می‌دهد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجه‌ای برای بیان اعتراض باقی نمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحی‌اندیش و افراطی شما در سر دارند. الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. کسانی که در راه خدا می‌کوشند خداوند آنان را به راه‌های خود هدایت می‌کند. به عنوان نمونه‌هایی از این هدایت به یاد آورید که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بی‌کرانة‌تان مستولی می‌کرد و یا در خلال آنها ظرفیت‌های ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون می‌شد. همان خلاقیت همچنان قادر است که با توجه به تمامی این اصول راه‌کارهایی بکر و موثر پیش‌پای ما قرار دهد، میدان‌های گسترده‌ای برای  عمل در مقابل‌ ما بگشاید و تجربیات جدیدی برای آزادیخواهان جهان اندوخته کند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضای مدیریت کشور بازگردد، لیکن در میانه مسیر به اهدافی بسیار بلندتر هدایت شدیم. ما در این بین می‌خواستیم ارکان ذیربط نظام به یاد آورند که در ورای تمامی آنان و ما فوقشان میزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه می‌توانند آن را نادیده بگیرند. امروز خواست عمومی برای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمینان ملی حاصل شود و دروغ، تقلب و تزویر جایی نداشته باشد، به یک مطالبه انکار ناپذیر مردمی تبدیل شده است. در هر قدمی در آینده تجربه تلخ و مشروعیت‌‌زدای جریانات اخیر باید پیشاروی ملت باشد و نباید هیچ فرصتی برای روشن‌تر شدن ابعاد این دروغ و تقلب بزرگ و پی‌آمدهای تلخ آن از دست برود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;در ایامی که گذشت شخصیت‌ها و گروه‌هایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمی‌شد که اینجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما  مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحه کنم. مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;گرو‌هی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و  با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریق انتشار مدارک و اسناد تقلب‌ها و تخلف‌های انجام گرفته و نیز رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اینجانب نیز به این جمع می‌پیوندم. این گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;- توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بین ببرد و بی‌طرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;- رعایت اصل 27 قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;- آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;- فعالیت مجدد سایت‌های خبری مستقل&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;- ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیام‌های کوتاه، و جلوگیری از  قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;- توقف برخوردهای یک‌جانبه، افترا، دروغ‌پردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;- برخورداری از کانال‌های مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;- صدور مجوز برای تشکیل جمعیت‌های سیاسی،‌ فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;- آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پرونده‌سازی‌های جعلی امنیتی و دخالت ندادن پرونده‌های جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;در انتها به همه مردم شریف کشورمان، چه آنها که به اینجانب رای دادند و چه آنهایی که به اینجانب رای ندادند،  به ویژه  کسانی که در حوادث ناگوار هفته‌های اخیر صدمه دیدند درود می‌فرستم. همچنین مقام  شهیدانی را که به جرم حق‌خواهی و آزادی‌طلبی در خون خود غلطیدند ارج می‌نهم و از خداوند بزرگ برای  خانواده‌های عزیز آنان طلب صبر و اجر دارم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;                                                                          میر حسین موسوی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;                                                                                                   10/4/88&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 01 Jul 2009 18:26:09 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=rahekubide&amp;postid=39</comments>
<dc:creator>rahekubide</dc:creator>
<guid>http://rahekubide.blogfa.com/post-39.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیانیه آیت الله منتظری</title>
<link>http://rahekubide.blogfa.com/post-37.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;بسم الله الرحمن الرحيم&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;(&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;الملک يبقی مع الکفر و لا يبقی مع الظلم )&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ملت بزرگوار و فهيم ايران&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt; &lt;BR&gt;سلام و تحيت به پيشگاه شما مردم غيور و فداکار، که يک بار ديگر همچون گذشته های پر افتخارتان در صحنه سياسی و اجتماعی کشور، رشادت و بلوغ فکری خويش را به اثبات رسانديد و برای احقاق حقوق از دست رفته خود، صبورانه سختی ها را تحمل نموديد; ولی مسئولين امور با آن که به يقين میدانند که همه منصب و مقامشان ثمره جانفشانی ها و از خود گذشتگی های شما ملت عزيز و بزرگوار است ، با کمال تأسف در برابر خواسته به حق شما مردم عزيز روشهايی اتخاذ نموده و به اعمالی دست زدند که در باور هيچ انسان منصفی نمی گنجد&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اينجانب که در حد توان خويش ، در مبارزات عليه رژيم گذشته و برقراری جمهوری اسلامی نقش داشته ام ، ضمن اظهار تأسف و ناراحتی از اين برخوردها و رفتارهای چند روز گذشته ، در برابر مردم احساس شرمندگی مینمايم و صراحتا اعلام میدارم که اسلام عزيز و سيره نبوی و منش علوی با رفتار حاکمان فعلی تفاوتی آشکار دارد. اين برخوردها و سياستها که زير لوای حاکميت دينی انجام میشود به يقين موجب بدبينی اقشار وسيعی از مردم به اصل اسلام و حاکميت دينی خواهد شد و زحمات ارزشمند علمای اسلام را از بين خواهد برد&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;.&lt;BR&gt;در کشور و نظامی که به اسلاميت و شيعه بودن خويش میبالد چگونه در منظر و مرآی جهانيان و پس از گذشت فقط سی سال از پيروزی انقلاب و در حالی که هنوز توده های مردم صحنه های پايانی رژيم گذشته را به ياد دارند، تهران و برخی شهرهای بزرگ ديگر را به يک پادگان بزرگ تبديل کرده اند و با سياستهای غلط خود برادران نظامی و انتظامی را در مقابل مردم قرار داده اند و با راه انداختن مأموران لباس شخصی که خاطره چماقداران شاه را در اذهان تداعی میکند، ناجوانمردانه به جان جوانان و مردان و زنان اين مرز و بوم تاخته و آنها را به خاک و خون میکشند. با انحصاری نمودن تمامی امکانات رسانه ای و تبليغاتی ، روشنفکران و فرهيختگان و دانشجويان که همگی چشم و چراغ و فرزندان اين ملت اند را وابسته به اجانب میخوانند و هر روز به بهانه ای واهی آنها را دستگير و زندانی مینمايند. اينان سرمايه های اين مملکت اند. چرا آمار فرار مغزها از کشور تا اين ميزان بالاست ؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;آيا اين گونه برخورد با مسائل موجب وهن اسلام و تشيع نمی شود؟! آيا روش و سيره پيامبر(ص ) و حضرت علی (ع ) که ما افتخار پيروی از آنان را داريم همين گونه بوده است ؟! رسول بزرگوار اسلام (ص ) و امير مومنان (ع ) هيچ گاه مخالفان خود را دشنام نداده و به آنان تهمت نزدند، آنان را با شمشير ساکت ننموده و سياست ناپسند و نابخردانه خودی و غير خودی را در مورد مسلمين پياده ننمودند. اينکه عده ای نسبت به حکومت خودی بوده و بتوانند دست به هر جنايتی بزنند، به خوابگاه دانشجويان حمله نموده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده و از طبقه بالا به پايين پرتاب کنند، قتل های زنجيره ای را انجام دهند و فرهيختگان اين ملت را وحشيانه ترور نمايند و از مجازات مصون باشند، با هيچ دين و آئينی سازگار نيست ; خصوصا با شريعت مقدس اسلام که پيغمبر آن ( رحمة للعالمين ) است و جانشين بر حق او به خاطر درآوردن خلخال از پای زن يهوديه میفرمايد: اگر کسی از اين غصه بميرد بر او ملامتی نيست&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt; .&lt;BR&gt;اينجانب برای کليه شهدا مخصوصا شهيدان چند روز گذشته علو درجات ، و برای بازماندگان غمديده آنان صبر جميل و اجر جزيل از خداوند متعال خواهانم&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt; .&lt;BR&gt;توصيه من به ملت عزيز و بزرگوار ايران آن است که در کمال متانت و آرامش با آگاهی کامل خواسته های منطقی و بر حق خويش را پيگيری نمايند&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;.&lt;BR&gt;به مسئولين و سردمداران حکومتی سفارش میکنم که با برخوردهای تند و غير عقلايی بيش از اين موجب بی اعتمادی ملت به آنان و جدايی مردم از نظام نگردند; و با دست برداشتن از لجاجت و اظهارات و عقايد اشتباه و تنگ نظری ، بين خود و مردم تفرقه ايجاد نکنند; و نسبت به اشتباهات انجام شده از مردم عذرخواهی نمايند; و با تشکيل هیأتی بی طرف و دارای اختيارات تام ، انتخابات اخير را به سرانجامی قابل قبول برسانند; و باور داشته باشند که مقامات دنيوی پايدار نبوده و ارزشی ندارد و آيه شريفه ( تلک الايام نداولها بين الناس ) را آويزه گوش کنند. اگر مردم شريف امروز خواسته های به حق خود را در اجتماعات آرام مطرح نکنند و مظلومانه سرکوب شوند، عقده هايی شکل خواهد گرفت که ممکن است بنيان هر حکومتی را هر چند مقتدر باشد برکند&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;.&lt;BR&gt;در پايان حقيقت مرگ و قيامت را به خود و همگی افراد گوشزد نموده و از خداوند متعال میخواهم که توفيق ايمان و باور به ( انا لله و انا اليه راجعون ) را به همه ما عنايت بفرمايد. آمين رب العالمين&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt; .&lt;BR&gt;والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt; .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۳ تير ماه ۱۳۸۸&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;BR&gt;حسينعلی منتظری&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Fri, 26 Jun 2009 20:45:50 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=rahekubide&amp;postid=37</comments>
<dc:creator>rahekubide</dc:creator>
<guid>http://rahekubide.blogfa.com/post-37.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آقای سروش ما از یاد نخواهیم برد(1)</title>
<link>http://rahekubide.blogfa.com/post-36.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;چند وقتی است دل و ذهنم درگیر این مساله است که بنگارم از آنچه سروش بر سر نسل ما آورد. اما دو چیز مرا از آن باز می داشت: یکی نکند گفتنی های تکراری من توهین به بزرگتری باشد و دیگری آنکه چقدر مسلطم به آنچه می گویم؟ اما اینک به واقع وقتی است که بغضم می ترکد. وقتی صحبت های درد دل گونه &lt;A href=&quot;http://mag.gooya.eu/politics/archives/2009/05/087501.php&quot;&gt;محمود دولت آبادی &lt;/A&gt;و نگاه و مِهر ملی اش را می خوانم و آنگاه پاسخ زشت و کینه ورزانه &lt;A href=&quot;http://mag.gooya.eu/politics/archives/2009/05/087759.php&quot;&gt;سروش&lt;/A&gt; را زخم های کهنه ام سر باز می کنند. پس با اذعان به اینکه من تنها به عنوان یک دانشجوی سالهای 80 و یک انسانی که آنچنان از حکومت دور است که نتوان بر او طمع وعده ای یافت این نگاشته را می نگارم. اما قبل از آن باید بگویم در حرفهای بی اساس پسر سروش که از پدر تنها میراثش یعنی کینه توزی را آموخته است در مقابل انتقاد یکی از یگانه های دوران یعنی تقی رحمانی نیز این انگیزه یافت می شد و در ماه اخیر در ضمیمه روزنامه اعتماد چاپ شد، به انگیزه اخیر پیوند خورد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;1.     دکتر سروش به واقع معلمی کردند برای بخشی از جریان دانشجویی در اواسط دهه 70 تا اوایل دهه 80. این معلمی هم به بار نشست. اما اینکه دکتر سروش بر معلمی خود می نازند جای بسی شرم دارد. آخر یکی بازرگان و طالقانی است که منش و روش و دیدگاهش به جمع گرایی، ایران دوستی، مذهب به عنوان راهی که باید رفت در نسل 40 و 50 می انجامد و انسانهایی تراز را چون حنیف نژاد و... به ایران هدیه می کند اما یکی هم خروجی اش به فردگرایی، مذهب انتزاعی و هپروتی، آمریکا و غرب دوستی می انجامد. چه نمونه ای بهتر از علی افشاری و آنچه که او پی گرفت. اما او تنها بُلد شد و کسی خبر چندان نیافت که دیدگاه ها و روش و منش سروش چه بر سر خیل دانشجویانی آورد که سالهای معلمی ایشان از سفره ایشان قوت برگرفتند. من تقریبا هر روز و هر روز سیری را دیدم در کنارم دوستان بهره برده از این قوت طی کردند که به واقع جز شرم برای سروش چیزی باقی نیست. اول مذهب به درون رفت. مذهبی که سالها بود جریان روشنفکری دینی از آن به عنوان مذهب برای زندگی یاد می کرد به خلوتی رفت و در تضاد با یاوه های بخشی از حاکمان تحت عنوان اسلام اجتماعی به مذهب درون روی آورد. اما حکایت تنها به اینجا ختم نشد. سروش که اساسا چیزی جز ضدیت را بر سر سفره اش سرو نکرد آیا دید دانشجویانی که کم کم مذهبی که قرار نبود به کار آید را طبیعتا و منطقی به کل رها کردند و دست آخر هم بر مبانی اینکه اساسا هدف معنا ندارد یا اینکه اصول دیگر چه مزخرفی است حکم راندند. ما خوب یادمان مانده است تحکیم وحدت و بی اخلاقی ها و کثافت کاریهایی که هیچ نبود جز آروغ غذای سرو شده سروش. یادمان مانده است بیانیه بهار بغداد و علنا ایستادن در مقابل آرمان تاریخی ایران که ایرانی می تواند و خوب یادمان است که مناسبات بین دانشجویان به چه سطحی از ابتذال کشیده شد و...آری دکتر سروش در سر سفره خود که فقط بر سر کینه با جمهوری اسلامی قوتی به خورد نسل ما و قبل از ما داد جز این نکاشت که دیدیم. حکایت مذهب خصوصی و دین فردی یعنی کنار گذاشتن قیام علیه ظلم و پیش بردن پروژه های دون فردی. مذهبی که به کار نیاید پایه ای هم برای اخلاق نیست و طبیعی بود که در این دیار که اتفاقا همین آقای سروش هم جای دیگر دیدگاه هایی که آنها هم می توانستند مبانی ای برای اخلاق اجتماعی داشته باشند را به جایگاه شیطان فرستادند و به تیغ حذف همه را حذف و میخکوب و بایکوت کردند و در کتابهای درسی راهنمایی و دبیرستان بی مبناترین و نازل ترین دیدگاه های دینی را دین معرفی کردند و آنرا پشتوانه اخلاق اجتماعی و تلاش برای عدالت و آزادی عنوان کردند ( بدترین آن تلاش حداکثری وانبوه برای اثبات خدا )، وقتی همین سروش بر همین دیدگاه ضعیف ارائه شده توسط خودش شورید و در دهه  نسل ما دین را ایستادن و در جا زدن آموزاندند، اخلاق هم پشتوانه خود را از دست داد و دین مساوی قرائت حکومت شد و حکومت هم مظهر دین و چه جای آنکه این چنین افول را در دانشگاه بخصوص جنبش دانشجویی آن به نظاره ننشینیم؟!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;2.     اما نگاه بالا از سوی بسیاری از روشنفکران دینی ای که سروش را در سنت سید جمال تا شریعتی نمی دیدند در سالهای اخیر به عناوین مختلف بیان گشت که به خصوص می توان به بخش هایی از مقاله آقای صابر تحت عنوان هویت فرار اشاره کرد. اما کمتر چیزی که عنوان شد و به نظر نگارنده ضربه سنگین تری از مورد بالا بود که تقریبا سروش یک تنه افتخار آن را بر دوش می کشد مارکسیست کشی و مارکسیست ستیزی او بود. درباره نکته اول می توان گفت بالاخره در ایران مذهب برای رفتن سنتی بسیار ریشه دارتر از تاریخ عمر سروش داشته است و خیلی ها نیز با بهره گیری از آن سنت چه در دیدگاه چه در منش و رفتار تماما در دامان سقوط سروشیسم نغلطیدند. و انسانهایی بودند که با ایستادن بر سنت روشنفکری از سید جمال تا بازرگان و طالقانی و شریعتی از یک سو و مذهب مقاومتی که در بسیاری از نیروها خصوصا آیت الله منتظری و ملی مذهبی ها در این سه دهه رقم خورد، همچنان مذهب را برای زندگی یافتند و عنوان کردند و بغضا رقم زدند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt; اما حکایت مارکسیست کشی و مارکسیس ستیزی تقریبا همه را در نوردید. از ماجرای تلخ انقلاب فرهنگی که مربوط به نسل ما نمی شد بگذریم باید اعترافی بس دردناک کنم. حواله دادن یکی از مهمترین سنت های فکری، مبارزاتی در جهان امروز ، سنت مارکسیسم، به زباله دان و شیطان و آنچنان بر قبح آن کوبیدن در منش و دیدگاه سروش، نسل ما را ( منظورم دانشجویان تحت عنوان مذهبی است ) از بهره گیری  از این سنت به کل محروم ساخت. کجای جهان دانشجویان از این سنت خود را بی نیاز می دانسته اند و می دانند که در ایران این اتفاق افتاد. محروم کردن دانشجوی آرمان دار از این سنت که به حق هنوز هم طلایه دار بهترین و دقیق ترین نقدها بر نظام سلطه در جهان است چه چیزی به ارمغان آورد...هیچ جز سیطره آرام آرام فضای کثیف و ماقبل انسانی نولیبرالیسم بر دیدگاه ها و رفتارهای نسل ما. آری نسل ما محروم شد از نظرات مارکس تا بوردیو و فرانکفورتی ها و... این به معنای پذیرش آنها نیست چرا که سخن از پذیرش هم نبود.سخن از خوانش و آموختن بود. به نظرم علی افشاری خیلی منطقی سر از همکاری با دختر چنی در آورد. یا تحکیمی ها به درستی شاگردی پس دادند که آرزو کردند که آمریکا به مانند عراق برای ایران دموکراسی؟!! بیاورد. به واقع نگارنده با تمام حس و درد خود این را می گوید که اگر در دوران دانشجویی اش خوانشی هم مثلا از سنت مبارزاتی و فکری بسیاری چون میشل بن سایق داشت اینچنین هر روز در گیر و دار تضادها این همه غلط در دیکته هایش نداشت. آقای سروش ما را به واقع از جلال و صمد و شریعتی و ...هم دور کرد. از خوانش آنها حال بهره گیری یا انتقادی. طرفه آنکه وقتی دیدگاهی در مورد سلطه جهانی نیابی دلیلی هم ندارد بر ملیت مترقی و دستاوردهایش از ستارخان و باقرخان و میرزا کوچک و از همه مهمتر مصدق بایستی و وقتی این میدان به کودک بازی کسانی چون قوچانی هم در این اواخر مزین شد معجونش این شد که بله ماکیاولی و دیدگاهش گمشده ماست.؟!!! وا اسفا.                         ادامه دارد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 20 May 2009 23:59:53 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=rahekubide&amp;postid=36</comments>
<dc:creator>rahekubide</dc:creator>
<guid>http://rahekubide.blogfa.com/post-36.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>در رد ادعای زندگی سبز کنونی</title>
<link>http://rahekubide.blogfa.com/post-35.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#00cc33 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;من در صدف تنها&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#00cc33 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;       با دانه ای باران&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#00cc33 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;              پیوسته می آمیختم پندار مروارید بودن را&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;                                    &lt;FONT color=#000033&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;غافل&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;که خاموشانه می خشکد &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#333333 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;                                                   در پشت دیوار دلم دریا&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#333333 size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 06 Mar 2009 12:50:28 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=rahekubide&amp;postid=35</comments>
<dc:creator>rahekubide</dc:creator>
<guid>http://rahekubide.blogfa.com/post-35.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
